X
تبلیغات
پروری نژاد

پروری نژاد

جهت اطلاع رسانی به دانشجویان

اقتصاد بين‌الملل با روابط اقتصادي ميان كشورها سروكار دارد وابستگي متقابل حاصل از اين روابط از جهت رفاه اقتصادي اكثر كشورها اهميت زياد دارد. روابط اقتصادي ميان كشورها با روابط اقتصادي ميان بخشهاي مختلف يك كشور تفاوت دارد و اين امر سبب مي‌شود تا مسائل متفاوتي بروز كند كه نياز به ابزارهاي تحليلي نسبتاً متفاوتي دارد. بدين ترتيب اقتصاد بين‌الملل به عنوان رشته‌اي متمايز و جدا از اقتصاد كاربردي درآمده است. اقتصاد بين‌الملل با مباحث چندي سروكار دارد كه نظريه محض تجارت و نظريه سياست بازرگاني از آن جمله است. نظريه محض تجارت به اساس تجارت و منافع حاصل از آن مي‌پردازد و نظريه سياست بازرگاني به دلايل مربوط به موانع جريان آزاد تجارت و نتايج حاصل از آن مي‌پردازد. نظريه مركانتيليسم (سوداگري) : نظريه سوداگري (Mercantalism) از جمله نظريات تجاري است كه پايه تفكرات اقتصادي بين سالهاي 1500 تا 1700 ميلادي را تشكيل مي‌دهد. سوداگران (مركانتاليست‌ها) كه از قرن شانزدهم تا اواسط قرن هيجدهم در ممالكي نظير بريتانيا، اسپانيا، فرانسه و هلند نظرياتشان رواج داشت معتقد بودند كه مهمترين راه براي آنكه كشوري ثروتمند و قدرتمند شود آن است كه صادراتش بيش از وارداتش باشد و در نتيجه مابه‌التفاوت با دريافت يك فلز قيمتي مانند طلا تسويه گردد در اين رابطه قدرتمند‌تر شدن هر كشور را بر مبناي داشتن طلاي بيشتر مي‌دانستند از آنجائي كه مقدار طلاي موجود در هر لحظه از زمان ثابت بود لذا يك كشور خاص مي‌توانست به زيان ساير ممالك از تجارت بهره‌مند گردد. از اينرو سوداگران از اين عقيده حمايت مي‌كردند كه دولت بايد صادرات را تشويق و واردات را محدود كند. نظريه مزيت مطلق آدام اسميت : آدام اسميت(Adam Smith) در سال 1776 در كتاب ثروت ملل فروض مكتب سوداگران را كه ثروت يك كشور به ميزان دارائي آن كشور (طلا و نقره) بستگي دارد و كشورها فقط به ضرر ساير كشورها مي‌توانند از تجارت سود ببرند را زير سئوال برد. او عقيده داشت كه تجارت آزاد بين كشورها باعث تقسيم كار شده و عوامل توليد كشورها بر توليد كالايي متمركز خواهد شد كه آن كالا در مقايسه با كالاي ساير كشورها ارزانتر توليد شود در اين صورت است كه هر دو كشور از تجارت سود مي‌برند. او استدلال نمود كه از طريق تجارت آزاد هر كشور مي‌تواند در توليد كالايي تخصص پيدا كند كه در آنها داراي مزيت مطلق است (يعني آن كالا را با كارآيي بيشتر نسبت به كشورهاي ديگر توليد كند) و كالايي را وارد كند كه در آنها مزيت مطلق ندارد (يعني داراي كارآيي لازم براي توليد آن نيست) بدين ترتيب با تخصص بهينة عوامل توليد در سطح جهان، توليد جهان افزايش مي‌يابد و رفاه همة كشورها افزايش مي‌يابد. از اينرو ديگر يك كشور به ضرر سايرين منتفع نگرديده و همه كشورها منتفع خواهند شد. براساس نظر آدام اسميت تجارت بين دو كشور تنها براساس اصل مزيت مطلق انجام مي‌شود. وقتي يك كشور كالائي را با كارائي بيشتر نسبت به كشور ديگر توليد مي‌كند (يا مزيت مطلق دارد) و كالاي دوم را نسبت به كشور ديگر با كارائي كمتر توليد مي‌كند (عدم مزيت مطلق دارد) در اين صورت هر دو كشور با تخصص در توليد كالائي كه در آن مزيت مطلق دارند و مبادلة آن با يكديگر منتفع مي‌شوند. واضح است كه نظريه مزيت مطلق فقط بخش كوچكي از اقتصاد را در بر مي‌گيرد كه مزيت مطلق در آن وجود دارد. نظريه مزيت نسبي ريكاردو : ريكاردو حدود 40 سال بعد نظرية مزيت نسبي را ارائه نمود كه بخش مهم تجارت جهاني را شامل مي‌شود. سئوالي كه آدام اسميت نتوانست به آن جواب بدهد اين بود كه آيا تجارت بين كشورهايي كه در توليد تمامي كالاها داراي مزيت مطلق هستند بر قرار مي‌باشد يا خير؟ در سال 1817 ديويد ريكاردو در جواب به اين پرسش قانون مزيت نسبي را مطرح كرد. اين نظريه بر پايه مفروضات زير است:?. دو كشور دو كالا 2. نظريه ارزش كار 3. نيروي كار در يك كشور كاملاً متحرك و در سطح بين‌المللي غير متحرك 4. رقابت كامل در بازار عوامل توليد و محصولات 5.توزيع درآمد در يك كشور تحت تاثير تجارت نيست 6. تغييرات فني صورت نمي‌گيرد 7. هزينه توليد ثابت است 8. هزينه حمل و نقل صفر است 9. تجارت پاياپاي وجود دارد. بر طبق نظريه ريكاردو اگر كشوري در توليد هر كالا داراي مزيت مطلق باشد هنوز هم تجارت براي هر دو كشور سودآور خواهد بود زيرا كه هر كشور در توليد كالايي تخصص مي‌يابد كه هزينة نسبي توليد آن در داخل كشور پايين تر باشد وكالايي را وارد مي‌نمايد كه هزينه نسبي توليد آن در داخل نسبت به كالاي ديگر بالاتر باشد. ريكاردو اظهار داشت حتي اگر كشوري در توليد هر دو كالا داراي مزيت مطلق در مقايسه با كشور ديگر نباشد باز داد و ستدي كه حاوي منافع متقابل است مي‌تواند بين هر دو طرف صورت بگيرد و كشوري كه داراي كارآيي كمتري است بايد در صدور و توليد كالايي تخصص پيدا كند كه در آن مزيت مطلق كمتري ندارد. اين همان كالايي است كه آن كشور در توليد آن داراي مزيت نسبي است. از سوي ديگر بايد كالايي را كه مزيت مطلق بيشتري ندارد را وارد كند. اين قانون كه به قانون مزيت نسبي معروف است هنوز كماكان يكي از مشهورترين قوانين اقتصادي در تجارت بين‌الملل است. با مروري گذرا بر فروض نظرية مزيت نسبي ريكاردو مي‌توان مشاهده نمود كه چرا اين فروض مورد نقد قرار گرفته است. زماني كه ديويد ريكاردو نظرية خود را مطرح نمود در اوايل قرن نوزدهم بود و در انگلستان نيروي كار مهمترين عامل توليد قلمداد مي‌گرديد كه در اكثر كالاها نقش اساسي را برعهده داشت. در آن دوران اكثر كارگران مهارتهاي تخصصي كمي داشتند بنابراين فرض نيروي كار همگن فرض درستي بود. اما با گذشت زمان اين فروض به مرور نقض گرديد. سرمايه در كنار نيروي كار از اهميت قابل توجهي برخوردار گرديد و نيروهاي كار نيز برحسب مهارتها متمايز شدند. تكنولوژي با سرعت زياد تغيير يافت، بطوري كه واحدهاي توليدي با نوع تكنولوژي متفاوت از هم متمايز گرديدند. بازدهي‌هاي فزاينده نسبت به مقياس مشخصه برخي از صنايع شد و سرمايه و نيروي كار هر دو از تحرك جهاني برخوردار شدند. يكي از فروض اين نظريه، ارزش كار است كه بيان مي‌دارد ارزش يا قيمت يك كالا از طريق مقدار كاري كه در توليد آن كالا صرف شده است تعيين مي‌گردد كه امروزه اين بخش از اين نظريه مورد توجه اقتصاددانان نيست. نظريه هزينه فرصت : هابرلر (Haberlar) با ارايه نظريه هزينه فرصت در سال 1936 نظريه ارزش كار ريكاردو را از بن بست خارج نمود. طبق نظريه هزينه فرصت هابرلر، هزينه توليد يك كالا عبارت است از مقدار كالاي ديگري كه بايد از توليد آن صرفنظر كرد تا منابع كافي براي توليد يك واحد اضافي از كالاي اول فراهم شود. بر اين اساس كشوري كه داراي هزينه فرصت كمتري در توليد يك كالا است در توليد آن كالا مزيت نسبي دارد در اينجا اين فرض كه نيروي كار تنها عامل توليد است يا همگني نيروي كار وجود ندارد و هزينه يا بهاي يك كالا برابر با نيروي كاري نيست كه در توليد آن به كار رفته است. كشوري كه در آن هزينه فرصت از دست رفته يك كالا پائين‌تر باشد داراي مزيت نسبي در توليد آن نسبت به كالاهاي ديگر است. بدين ترتيب نظريه هزينه فرصتهاي از دست رفته بصورتي قابل قبول قانون مزيت نسبي را بيان مي‌كند زيرا مي‌پذيرد كه يك سري از عوامل توليد غير همگن معمولاً به نسبتهاي مختلف با هم تركيب مي‌شوند تا محصولات متنوعي توليد كنند. همچنين امكان افزايش هزينه فرصتهاي از دست رفته را در توليد بيشتر هر كالا قبول دارد. باين ترتيب قانون مزيت نسبي را مي‌توان بر حسب هزينه فرصتهاي از دست رفته مختلف يا بر حسب اختلاف قيمت نسبي كالاها در كشورهاي مختلف بيان كرد كه اساس تجارت بين كشورها مي‌باشد. هابرلر از جمله نخستين افرادي است كه بين تجارت خارجي و توسعه اقتصادي پيوند بر قرار مي‌كند. منابع پوياي تجارت بين‌الملل از نظر وي به شرح زير است: 1- منابع بين‌الملل ابزار مادي لازم را براي توسعه اقتصادي فراهم مي‌آورد. 2- تجارت آزاد مهمترين سياست ضد انحصاري است. 3-تجارت بين‌الملل وسيله انتشار اطلاعات و تكنولوژي است.تجارت ماشين تحرك و جابجايي بين‌المللي سرمايه از كشورهاي توسعه يافته به كشورهاي عقب مانده است. نظريه مزيت نسبي هكشر و اوهلين : نظريه هزينه نسبي ريكاردو تا حدودي علت تحقق تجارت را توضيح مي‌دهد اما بياني از اينكه چرا نسبتهاي هزينه نسبي براي كشورهاي مختلف متفاوت است ندارد. اين سئوال را هكشر و اوهلين جواب دادند و نظريه خود را بر اساس مفروضات زير بنا كردند: 1- دو كشور و دو كالا و دو عامل توليد وجود دارد. 2- هر دو كشور از تكنولوژي يكساني برخوردارند. ?- بازده ثابت نسبت به مقياس وجود دارد .?- وجود سليقه‌هاي يكسان در هر دو كشور. 5- وجود بازار رقابت كامل در بازار عوامل توليد و بازار كالاها. 6- هزينه حمل و نقل وجود ندارد. 7- تحرك كامل عوامل توليد در داخل و عدم تحرك در سطح بين المللي. ?- قيمت كالا‌ها برابر با هزينه نهايي آنهاست. نظريه هكشر و اوهلين بر پايه مفروضات نظريه ريكاردو است ولي داراي يك فرض متعارف است. فرض اساسي در الگوي ريكاردو اين بود كه توابع توليد دو كشور براي كالاهاي مشابه يكسان است ولي هكشر و اوهلين توابع توليد را در تمام كشور‌ها مشابه مي‌داند. اين نظريه بر تفاوت بين كشورها در برخورداري از عوامل توليد و تفاوت بين كالاها در ميزان استفاده از اين عوامل توليد تأكيد دارد و با توجه به فروض بالا بيان مي‌نمايد كه هر كشوري كالايي را صادر مي‌كند كه در توليد آن نياز به عوامل نسبتاً ارزان و فراوان دارد و متقابلاً كالايي را وارد مي‌كند كه در توليد آن نياز به استفاده از عامل نسبتاً كمياب و گران است لذا فراواني نسبي عوامل بصورت قيمتهاي عوامل داخلي نشان داده مي‌شود و در تعيين مزيت نسبي يك كشور در توليد يك كالا وفور نسبي عوامل توليد نقش دارند . اين نظريه در تعيين قيمت عوامل، بخش عرضه را بر تقاضا ترجيح مي‌دهد، در صورتيكه اگر بخش تقاضا در تعيين قيمت عوامل در نظر گرفته شود اين امكان وجود دارد كه كشوري داراي نيروي كار بيشتر به صادرات كالاهاي سرمايه‌بر بپردازد. اين نظريه همچنين مطرح مي‌كند كه تجارت باعث حذف يا كاهش اختلاف در قيمت عوامل توليد ميان كشورها مي‌شود، البته اين نظريه تا زماني كه ما با برگشت‌پذيري بازدهي عوامل توليد روبرو هستيم صادق مي‌باشد و همچنين مي‌توان نشان داد كه تجارت ممكن است بر هزينه‌هاي كاهنده نيز استوار باشد. عوامل توليدي كه در بالا به آنها اشاره شد عبارتند از نيروي كار سرمايه و زمين. هر گروه به بسياري گروههاي فرعي نيز تقسيم مي‌گردد مثل نيروي كار ساده، نيمه ماهر و ماهر و كارفرمايان همينطور سرمايه نقدي و غيرنقدي زمين هم از انواع مختلف زمينهاي كشاورزي، صنعتي و معدني و غيره كه باز هم آنها را مي‌توان به اجزاء كوچكتر نيز تقسيم كرد. نظريه هكشر- اوهلين خود بر فروض خاصي استوار است كه از آنجمله كشورها داراي سليقه يكسانند، تكنولوژي مشابهي بكار مي‌برند و بازده به مقياس توليد ثابتي دارند ولي از نظر استعداد عوامل توليد به ميزان زيادي با يكديگر تفاوت دارند. در صورتي كه سليقه‌ها يا شرايط تقاضا مشابه باشند اختلاف در استعداد عوامل توليد منجر به تفاوت در قيمت نسبي عوامل توليد ميان كشورهاي مي‌شود كه به نوبه خود منجر به تفاوت در قيمت نسبي كالا‌ها و تفاوت در تجارت مي‌گردد. لذا در نظريه هكشر- اوهلين تفاوت بين‌المللي در شرايط عرضه به تنهايي الگوي تجارت را تعيين مي‌كند و طبق اين نظريه هر كشور به صدور كالايي دست خواهد زد كه عوامل توليد نسبتاً ارزان و فراواني براي توليد آن در اختيار داشته باشد و كالايي را وارد مي‌كند كه در توليد آن مجبور است عوامل توليد نسبتاً گران و كمياب را بكار ببرد. اين نظريه به عنوان يك نتيجه‌گيري مهم اضافه مي‌‌كند تحت شرايط شديداً محدود كننده، تجارت موجب خواهد شد كه اختلاف مطلق در قيمت عوامل توليد همة كشورها كه قبل از تجارت مشاهده مي‌شود از بين برود. با اين حال تحت محدوديتهاي كمتر و شرايط عاديتر، تجارت تفاوت قيمت مطلق عوامل توليد را كه قبل از مبادله بوده كاهش مي‌دهد ولي بطور كلي از بين نمي‌برد. به هر صورت نظريه هكشر- اوهلين در مورد اينكه چگونه تجارت روي قيمت عوامل توليد و توزيع درآمد هر كشور اثر مي‌گذارد مطالب سودمندي ارائه مي‌دهد كه اقتصاددانان كلاسيك راجع به آن صحبت نكرده بودند. نظريه مزيت نسبي ليندر : ليندردر سال 1961 نظريه فراواني عوامل توليد را ارائه نمود. بر اساس اين نظريه فراواني عوامل توليد فقط در مورد كالاهاي اوليه مصداق دارد و در مورد كالاهاي صنعتي كاربردي ندارد. وي معتقد بود كه يك كشور در ابتدا كالاهاي خود را براي بازارهاي وسيع داخلي توليد مي‌كند، و اين توليدات شامل كالاهايي است كه از طرف اكثر مردم تقاضا مي‌شود و بعد از آن است كه آن كشور تجربه لازم را براي صادرات آن كالاها به ساير كشورها حتي با وجود درآمد سرانه يكسان و نسبت يكسان سرمايه و نيروي كار بدست مي‌آورد و شروع به تجارت با آن كشور‌ها مي‌كند. اين نظريه بر خلاف نظريه هكشر و اوهلين است زيرا كه آنها معتقد بودند كه دو كشور با مشخصات فوق داراي هزينه‌هاي نسبي يكساني هستند لذا حجم تجارت بر خلاف نظريه ليندر پايين است. نظريه ليندر فقط در كشور سوئد مورد تأييد واقع شد و از نظر كاربردي ضعيف است آزمون تجربي لئونتيف : پيشنهاد اصلي در تئوري هكشر و اوهلين اين بود كه كشوري كالايي را صادر كند كه عامل توليد نسبتاً فراوانش را در توليد آن كالا بكار برد و محصولي را وارد كند كه عامل توليد نسبتاً كميابش را در توليد آن محصول بكار گيرد. لئونتيف به كمك جدول داده - ستانده اين نظريه را در كشور آمريكا به آزمون گذاشت و به اين نتيجه رسيد كه كشور آمريكا كه مي‌بايست صادر كننده كالاهاي سرمايه‌بر باشد صادر كننده كالاهاي كاربر است. اين نتيجه معماي لئونتيف شهرت يافت. لئونتيف علت اين نتيجه گيري را سطح بالاي آموزش نيروي كار و كارفرمايي برتر آمريكائيان مي‌دانست. او اقتصاد آمريكا را نه با وفور سرمايه بلكه باوفور كار پركيفيت (سرماية انساني) تعريف و مشخص نمود. البته بعدها اقتصاددانان گوناگوني از جمله پيتر كنن در صدد رفع اين معما بر آمدند. علت اين تناقض را بيشتر در مورد سرماية انساني يا نيروي كار متخصص در آمريكا مي‌دانن
+ نوشته شده در  دوشنبه یکم اردیبهشت 1393ساعت 10:18  توسط پروری نژاد  | 

بازار بورس چیست؟

بازار بورس مکانی است که درآن سهام شرکتهای گوناگون تولیدی خدماتی و سرمایه گذاری داد و ستد می شود. مردم به بازاربورس بازارسهام هم می گویند. اما نام رسمی و قانونی آن "بورس اوراق بهادار" می باشد." که منظوراز اوراق بهادارهمان برگه های سهام شرکتهاست. به مکانی که در آن عمل داد و ستد انجام می گیرد "تالار معاملات بورس "گفته می شود.

اصلی ترین تالارمعاملات بورس کشوردر تهران خیابان حافظ تقاطع جمهوری واقع است. ورودعموم مردم درآن آزاد است.

آشنایی با نحوه داد وستد سهام م

برای آشنایی با نحوه داد وستد سهام دربورس می توان با مراجعه به تالارهای معاملات بورس به طورعملی آشنا شد وسپس با مراجعه به کارگزاری های مختلف بورس که درمکانهای مختلف شهرها پراکنده هستند فرم درخواست خرید سهم شرکت مورد نظررا تکمیل و در پایان سال مالی و پس ازبرگزاری مجمع عمومی عادی متناسب با حجم سهامی که خریداری شده از سود مناسب و قطعی که معمولا دو برابر سود بانک هاست برخوردار شد. حدود ۴۰ درصد در سال درشهرستانهای دورافتاده کشورنیزعلاقمندان می توانند ازطریق شعب مرکزی بانک ملی جهت خرید سهام شرکت های پذیرفته شده دربورس اوراق بهاداراقدام نمایند.

البته برای خرید سهام از روش خرید و فروش الکترونیکی هم میتوان استفاده نمود. برای این منظورباید اول به یکی ازشعب بانک توسعه صادرات درسراسر کشورمراجعه نموده و حساب بانکی افتتاح کنید و فرم درخواست خدمات خرید و فروش الکترونیکی سهام را تکمیل نموده و کلمه عبور password دریافت کنید. بعد ازطریق اینترنت به سایت بانک توسعه صادرات ایران وارد شوید و به نشانی سپس فرم مخصوص خرید و فروش .WWW .edbi .IR

سهام و همچنین فرم وکالتنامه برداشت از حساب را تکمیل نمایید.

البته برای استفاده ازاین خدمات باید پست الکترونیکی (Email) داشته باشیم. فرم تکمیل شده در ساعات اداری فورا دردستورکار قرارمی گیرد و درساعات غیر اداری درابتدای صبح روزبعد در دستور کار قرار خواهد گرفت.

مشخصات بارز بازار بورس چیست ؟

1- جود مکانی مشخص برای داد و ستد سهام

2-قیمت شفاف سهام

3- قدرت نقد شوندگی سهام

 

بازاربورس چه منافعی برای جامعه دارد ؟

کنترل نقدینگی درجامعه بازاربورس یک فرصت سرمایه گذاری مطلوب برای سرمایه گذاران با سرمایه های اندک ایجاد می کند و زمینه توزیع عادلانه ثروت را مهیا می کند.

مزیت های کلان آن برای جامعه عبارتند از

1- ر شد تولید نا خالص ملی و مهار تورم

2- استفاده از پس اندازهای خرد وکوچک مردم

3- هدایت سرمایه های سرگردان

4- کمک به رشد صنعتی شدن کشور

وظیفه کارگزاریها چیست ؟

از دیگرسوالات و پرسشهایی که مردم معمولی جامعه از فعالان بازارمی پرسند این است که چرا باید به کارگزاریها مراجعه کنیم ؟

آیا میتوانیم خودمان مستقیما به تالاربورس برویم و سهام خریداری کنیم ؟

کارگزاریها وکیل و نماینده تام الاختیاربرای خرید و فروش سهام هستند و بدون واسطه آنها هیچ کس نمی تواند درتالار بورس خرید و فروش کند.

حضورمردم درتالاربورس الزامی نیست بلکه آنها جهت مشاهده تابلوی قیمت های تالار بورس و مشورت کردن با سایرسهامداران و دلگرمی دادن به یکدیگردرهنگام افت قیمت ها در تالارمعاملات بورس حضورمی یابند.

اما حضوردر دفتر کارگزاری الزامی است و باید شخصا با به همراه داشتن شناسنامه و یک برگه فتوکپی شناسنامه و کارت ملی جهت خرید سهام شرکت دلخواه خود به کارگزاری مورد نظرمراجعه نموده و فرم مخصوص دستورخرید سهام را تکمیل نمود تا کد عملیاتی صادر شود و درمراجعات بعدی با ارایه کد کارهایمان سریع ترانجام شود.

سهم چیست ؟

هرشرکت سهامی به قسمت هایی مساوی تقسیم می شود که به هر یک ازاین قسمت ها یک سهم گفته می شود ومعمولا قیمت اسمی سهم در ایران ۱۰۰۰ ریال است. اگربخواهیم سهام را براساس حقوق دارنده سهم طبقه بندی کنیم دو نوع سهم داریم:

1- سهام عادی

2-سهام ممتاز

سهامداران عادی که درواقع مالکان اصلی شرکت هستند دارای حقوق و مزایایی می باشند که عبارتند از

1- حق دریافت سود سهام  

2-حق رای دادن درمجامع عمومی عادی و فوق العاده

  3-حق تقدم درخرید سهام جد ید

4-حق باقیمانده دارایی پس ازانحلال شرکت

5-حق اطلاع ازفعالیت های شرکت

دارندگان سهام ممتازعلاوه برمزایای فوق الذکردرهنگام انحلال شرکت نسبت به دارندگان سهام عادی در دریافت ارزش اسمی سهام خود اولویت دارند.

چه سهمی بخریم ؟

باید سهام مورد نظررا پس ازمشورت با افراد مورد اعتماد و با مطالعه و تحلیل انتخاب کرد سرمایه گذاران در بازارسهام علاقمندند به یکی از سه شکل زیر سرمایه گذاری کنند:

1-سرمایه گذاری کوتاه مدت یعنی سهام خاصی را می خرند و پس از ۳ الی ۴ ماه می فروشند.

2-سرمایه گذاری میان مدت که سهام خود را به مدت یکسال نگه می دارند و بعد تصمیم می گیرند که کدام را بفروشند و کدام را نگه دارند.

3-سرمایه گذاران بلند مدت که بیش ازیکسال سهام خود را نگه می دارند.

البته گروهی هم هستند که هرهفته سهام قبلی را می فروشند وسهام جدیدی می خرند که اصطلاحا به نوسان گیرمشهورند.

تصورنکنید لزوما نوسان گیرها بیش ازدیگران سود می برند.کسانی هستند که بلند مدت سرمایه گذاری می کنند و ازسرمایه گذاری خود کاملا راضی هستند. برای سرمایه گذاری بهتراست هرچند ماه یک بار با اشخاص واجد الصلاحیت همچون کارگزاران بورس و یا شرکتهای مورد اعتماد مشورت کرد که آیا سهام شرکتی را که خریداری نموده اید نگهدارید یا بفروشید.

هم اکنون در بازاربورس تهران و شهرستانها سهام حدود ۴۰۰ شرکت مختلف تولیدی خدماتی سرمایه گذاری داد و ستد می شود که درزمینه های مختلف فعالیت می کنند و این زمینه های اقتصادی عبارتند از

کشاورزی / دامپروری وخدمات وابسته

استخراج ذغالسنگ

استخراج کانی های فلزی

فرآورده های غذایی

صنایع قند

صنایع چرم

صنایع چوب

 

شرکت های تولیدی

شرکتهایی هستند که کالای خاصی را تولید می کنند مثلا شرکت سیمان تهران/سیمان تولید می کند یا شرکت دارویی فارابی دارو تولید می کند.

شرکت های خدماتی

شرکتهایی هستند که در زمینه خدمات رسانی فعالیت می کنند مثل بانک اقتصاد نوین/بانک کارآفرین /شرکت حمل و نقل توکا

شرکت های سرمایه گذاری

شرکتهایی هستند که فعالیت عمده آنها درزمینه دارایی مالی است ودرصدی ازسهام شرکتهای دیگر را درسبد سهام خود دارند و صرفا دریک زمینه فعالیت نمی کنند..

7نکته مهم جهت خرید سهام

نکته اول    

درهنگام خرید سهام سعی کنید شرکتی را انتخاب کنید که جزو فهرست پنجاه شرکت فعال تر و برتر بورس باشد چون فورا نقد می شود.

نکته دوم

با توجه به این که شرکت های سرمایه گذاری دردهها شرکت دیگرسرمایه گذاری نموده اند بنابراین ریسک خرید کمتری داشته واحتمال سقوط و کاهش ارزش سهام آنها کمتراست و معمولا رشد افزایشی دارند.

نکته سوم

تمام سرمایه خود را درون یک شرکت نگذارید و صرفا سهام یک شرکت را خریداری نکنید.

نکته چهارم

برای انتخاب شرکت مورد نظر خود از شرکتهای فعال در این زمینه و کا رگزاران مشورت بخواهید.

نکته پنجم

سهام شرکتهایی را خریداری نمایید که از پتانسیل بالایی برخوردارند و از نظر سرمایه هم بصورتی باشند که تحت تاثیر فعالیت سفته بازان قرار نگیرند.

نکته ششم

سایتهای بورسی معتبر و صفحات بازار بورس روزنامه های اقتصادی را به خوبی مطالعه کنید و از راهنمایی های روزنامه ها و سایتهای اقتصادی استفاده کنید..

نکته هفتم

سعی کنید سهام شرکتی را خریداری کنید که محصولات آن شرکت به کشورهای خارجی هم صادرمی شوند.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم بهمن 1392ساعت 7:2  توسط پروری نژاد  | 

 

1- با استفاده از اطلاعات ذیل، اثر رویدادهای مالی بر معادله حسابداری موسسه آلفا را نشان دهید:

الف) اختصاص مبلغ 48000000 ریال توسط آقای دامغانی به عنوان سرمایه در تاریخ 11/9/1384

ب ) برداشت مبلغ 4000000 ریال توسط آقای دامغانی در تاریخ 11/10/1384

ج ) خرید اثاثیه اداری به مبلغ 5000000 ریال به صورت نقد و 10000000 ریال به طور نسیه در تاریخ 11/11/1384

د )  افتتاح حساب شماره 2500 نزدیکی از شعب بانک صادرات به نام موسسه درتاریخ 11/12/1384 و واریز مبلغ 20000000 ریال به حساب جاری.

 


2- با استفاده از اطلاعات ذیل، برداشت صاحب موسسه شرکت بازرگانی اعتماد را محاسبه کنید:

درآمد 2000000 ریال، سرمایه اول دوره 3000000 ریال، هزینه 600000 ریال، سرمایه‌گذاری مجدد 100000 ریال، سرمایه آخر دوره 4000000 ریال

 


3- با استفاده از اطلاعات ذیل، سود (زیان) ویژه موسسه تجارتی سپهر را نشان دهید:

هزینه حمل کالای خریداری شده 120000 ریال، موجودی کالای اول دوره 98000 ریال، خرید کالا 7000000 ریال، برگشت از خرید 80000 ریال، موجودی کالای پایان دوره 2000000 ریال، هزینه مالیات 99000 ریال، فروش کالا 12000000 ریال، برگشت از فروش و تخفیفات 40000 ریال، هزینه حقوق 4000000 ریال، هزینه حمل کالای فروش رفته 5000000 ریال.

 

4- شرکت بازرگانی زاگرس در تاریخ 30/8/1380 بابت بیمه دو ساله شرکت مبلغ 48000000 ریال پرداخت نمود.                       در تاریخ 1/12/1380 مبلغ 2400000 ریال به عنوان پیش دریافت انجام خدمات از موسسه رخش دریافت نمود که مبلغ 1000000 ریال خدمات تا پایان سال انجام نشده بود، چنانچه شرکت بازرگانی زاگرس پیش دریافت و پیش پرداخت را در حسابهای دارایی و بدهی نموده باشد:

مطلوبست: ثبت اسناد حسابداری فوق در دفتر روزنامه و سپس انجام تعدیلات لازم در پایان سال 1380.

 

5- آقای افشاری در تاریخ 2/3/1382 اقدام به تاسیس موسسه خدماتی افشاری نمود، عملیات مالی مربوط به سال 1382 در دست است:

· 3/3/1382 واریز مبلغ 60000000 ریال به عنوان سرمایه اولیه توسط آقای افشاری

· 30/3/1382 سرمایه‌گذاری مجدد توسط آقای اکبری به مبلغ 2000000 ریال

· 8/4/1382 دریافت مبلغ 1000000  ریال از موسسه توحید جهت ارائه خدمات در آینده

· 31/5/ 1382 خرید اتومبیل به مبلغ 2500000 ریال بطور نسیه از موسسه امیر و خرید کامپیوتر از موسسه ب به طور نقد به مبلغ 500000 ریال

· 1/6/1382 برداشت شخصی توسط آقای افشاری به مبلغ 100000 ریال و پرداخت حقوق به کارکنان به مبلغ 2800000 ریال

· 1/7/1382 پرداخت هزینه اجاره ساختمان به مبلغ 380000 ریال و پرداخت هزینه آب مبلغ 250000 ریال

· 01/8/1382 ارسال صورتحساب بابت انجام خدمات به مبلغ 4500000 ریال برای موسسه تولیدی برق

· 26/12/1382 انجام خدمات برای موسسه بازرگانی رعد و دریافت چکی به مبلغ 7500000 ریال به سررسید 25/2/1383

مطلوبست:‌ ثبت عملیات مالی در دفتر روزنامه موسسه خدماتی افشاری، تهیه دفتر کل و تراز آزمایشی چهار ستونی، تهیه سود و زیان  و تهیه ترازنامه

 

6- با استفاده از اطلاعات ذیل، صورتحساب سود و زیان ، ترازنامه و صورتحساب سرمایه شرکت خدماتی آبان را محاسبه نمائید: صندوق 1200000 ریال، اسناد پرداختنی 1000000 ریال، سرمایه اول دوره 1300000 ریال، اثاثیه 1800000 ریال، برداشت شخصی صاحب موسسه 520000 ریال، درآمد خدمات 1000000 ریال، هزینه‌های اداری 180000 ریال، هزینه حقوق 200000 ریال، حسابهای دریافتنی 200000 ریال، حسابهای پرداختنی 400000 ریال، زمین 1000000 ریال، سرقفلی 1200000 ریال، سرمایه‌گذاری مجدد 1200000 ریال، پیش پرداخت 600000 ریال، پیش دریافت 1000000 ریال، وام دریافتنی بلند مدت 1000000 ریال.

 

 

سری دوم :

 

1-   با استفاده از اطلاعات ذیل، صورتحساب سود و زیان ، ترازنامه و صورتحساب سرمایه شرکت خدماتی آبان را محاسبه نمائید:

صندوق 600000 ریال، اسناد پرداختنی 500000 ریال، سرمایه اول دوره 650000 ریال، اثاثیه 900000 ریال، برداشت شخصی صاحب موسسه 260000 ریال، درآمد خدمات 500000 ریال، هزینه‌های اداری 90000 ریال، هزینه حقوق 100000 ریال، حسابهای دریافتنی 100000 ریال، حسابهای پرداختنی 200000 ریال، زمین 500000 ریال، سرقفلی 600000 ریال، سرمایه‌گذاری مجدد 600000 ریال، پیش پرداخت 300000 ریال، پیش دریافت 500000 ریال، وام دریافتنی بلند مدت 500000 ریال.

2-   با استفاده از اطلاعات ذیل، اثر رویدادهای مالی بر معادله حسابداری موسسه امیری را نشان دهید:

الف) اختصاص مبلغ 12000000 ریال توسط آقای امیری به عنوان سرمایه در تاریخ 12/7/1384

ب ) برداشت مبلغ 1000000 ریال توسط آقای امیری در تاریخ 15/7/1384

ج ) خرید اثاثیه اداری به مبلغ 2000000 ریال به صورت نقد و خرید اتومبیل به مبلغ 100000000 ریال به طور نسیه در تاریخ 20/7/1384

د )  افتتاح حساب شماره 4521 نزدیکی از شعب بانک صادرات ایران به نام موسسه درتاریخ 5/8/1384 و واریز مبلغ1000000 ریال به حساب جاری

 

3-   با استفاده از اطلاعات ذیل، سود ویژه موسسه تجارتی آلفا را نشان دهید:

خرید کالا 2000000 ریال، برگشت از خرید 20000 ریال، هزینه حمل کالای خریداری شده 100000 ریال، موجودی کالای اول دوره        120000 ریال، موجودی کالای پایان دوره 150000 ریال، فروش کالا 5000000 ریال، برگشت از فروش و تخفیفات 200000 ریال، هزینه حقوق 500000 ریال، هزینه حمل کالای فروش رفته 250000 ریال، هزینه مالیات 100000 ریال.

 

4-   با استفاده از اطلاعات ذیل، سرمایه پایان دوره شرکت بازرگانی اعتماد را محاسبه نمائید:

سرمایه اول دوره 5000000 ریال، درآمد 1200000 ریال،  هزینه 2000000 ریال، سرمایه گذاری مجدد 3200000 ریال، برداشت 4000000 ریال

 

5-   آقای آزادی در تاریخ 1/1/1384 اقدام به تاسیس موسسه خدماتی آزادی نمود، عملیات مالی مربوط به سال 1384 در دست است:

الف) 1/1/1384 واریز مبلغ 20000000 ریال به عنوان سرمایه اولیه توسط آقای آزادی.

ب ) 31/1/1384خرید میز و صندلی به مبلغ 1500000 ریال بطور نقد و خرید کامپیوتر از موسسه نگین به طور نسیه به مبلغ 2000000 ریال.

ج ) 1/2/1384 برداشت شخصی توسط آقای آزادی به مبلغ 500000 ریال و پرداخت حقوق به کارکنان به مبلغ 2500000 ریال.

د ) 1/2/1384 پرداخت هزینه اجاره ساختمان به مبلغ 700000 ریال و پرداخت هزینه آب مبلغ 200000 ریال.

ه ) 25/7/1384 ارسال صورتحساب بابت انجام خدمات به مبلغ 4000000 ریال برای موسسه تولیدی سهند.

و ) 30/9/1384 سرمایه‌گذاری مجدد توسط آقای آزادی به مبلغ 4000000 ریال.

ز ) 16/11/1384 دریافت مبلغ1000000 ریال از موسسه ارس جهت ارائه خدمات در آینده(خدمات در آذرماه توسط موسسه آزادی ارائه می‌شود).

ح ) 28/12/1384 پرداخت بدهی به موسسه نگین و دریافت طلب از موسسه تولیدی سهند

چ ) 28/12/1384 انجام خدمات برای موسسه بازرگانی مهرگان و دریافت چکی به مبلغ 1000000 ریال به سررسید 30/2/1385

مطلوبست:‌ ثبت عملیات مالی در دفتر روزنامه موسسه آزادی، تهیه دفتر کل و تهیه تراز آزمایشی چهار ستونی، تهیه سود و زیان، تهیه ترازنامه

 

6-   شرکت بازرگانی آلفا در تاریخ 01/10/1384 بابت بیمه یکساله شرکت مبلغ 12000000 ریال پرداخت نمود. در تاریخ 1/12/1384 مبلغ 14000000 ریال به عنوان پیش دریافت خدمات یکساله از موسسه بتا دریافت نمود، چنانچه شرکت بازرگانی آلفا پیش دریافت و پیش پرداخت را در حسابهای دارایی و بدهی نموده باشد مطلوبست: ثبت اسناد حسابداری فوق و سپس انجام تعدیلات لازم در پایان سال 1384

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم دی 1392ساعت 10:49  توسط پروری نژاد  | 


 

چکیده :

واژه ی سرپرست در برابر واژه ی لاتین سوپروایزر «Supervisor  » به کار گرفته شده است . سرپرست فردی است که از طریق برقراری ارتباط، فعالیت های سازمان را به وسیله ی زیردستان ( نیروی خط مقدم کار و تولید) به انجام می رساند و علم و هنر هدایت و رهبری، نظارت و کنترل بر زیردستان را سرپرستی گویند. سرپرستان سنگ نگهدارنده ی سقف سازمان( سنگ بنای سازمان) هستند، سرپرستان نقطه ی پرگار مدیریت و بی شک حلقه ی ارتباطی بسیار مهم در زنجیره ی مدیریت و سازمان به شمار می آیند که با موقعیت خاص خود موجبات استحکام سازمان شده و حیات، سلامت و بقای آن را تضمین می نمایند . سرپرستی را باید هنر مدیریت و نوعی رهبری دانست زیرا هنر جلب مشارکت زیردستان برای انجام فعالیت های سازمانی است. در واقع اولین رده ای که به طور مستقیم در پیوند و ارتباط با کارگران و کارکنان سازمان می باشند، سرپرستان می باشند، سرپرستی پل ارتباطی بین مدیران میانی و نیروهای عملیاتی خط مقدم کار است. سرپرستی به عنوان یک رده ی بسیار مهم بین مدیران میانی و نیروی خط مقدم کار به امر بهبود وضع زندگی و معیشت افراد در امر بهبود کیفیت راندمان کار پرداخته است. در اینجا لازم به ذکر است که، مدیران رده ی سرپرستی از مهارت فنی قابل توجهی در سازمان برخوردارند و در ارتباط با مديريت عالي به توسعه و ارتقاء شركت كمك شاياني ارائه مي نمايند كه در اين پژوهش به بررسي اين ارتباط مي پردازيم . 


واژگان كليدي :  سرپرست – سرپرستي – مديريت – مدير – سازمان






 

مقدمه :

اولین رده ای که به طور مستقیم در پیوند و ارتباط با کارگران و کارکنان سازمان می باشند، سرپرستان میباشند. نقش محوری سرپرستان به محور قائم چتر که مبین هدایت سازمان بر اساس به کارگیری عناصر فرآیند مدیریت به سمت هدف های سازمانی و مبتنی بر چتر فلسفی و نظام ارزشی حاکم بر جامعه و سازمان است، تشبیه شده است.

سرپرستان با قبول مسئولیت ها، کمیت و کیفیت کار، انضباط کار و ساختن و پرداختن پیشنهادات برای مدیریت، خود را در حد یک عامل کلیدی در سازمان ها رشد داده اند. بنابراین سرپرستان باید با شیوه های صحیح برقراری ارتباط و هماهنگی آشنایی کافی داشته باشند تا بتوانند مجموعه ی تحت سرپرستی خویش را به بهترین نحو اداره نمایند 

واژگان کلیدی :

* سرپرست: سرپرست فردی است که از طریق برقراری ارتباط، فعالیت های سازمان را به وسیله ی زیردستان ( نیروی خط مقدم کار و تولید) به انجام می رساند. به عبارت دیگر، سرپرستان مدیرانی هستند که به طور مستقیم مسئولیت هدایت کار و فعالیت کارکنان و زیردستان بلافصل را بر عهده دارند .

* سرپرستی: علم و هنر هدایت و رهبری، نظارت و کنترل بر زیردستان را سرپرستی گویند .

* مدیر: شخصی است که مسئولیت عملکرد یک یا چند نفر از افراد در سازمان را عهده دار می باشد . مدیران با مجموعه متعددی از عناوین مثل سرپرست، رهبر گروه، مدیر بخش، مدیر اداره و معاون در ارتباط بوده و جزء ارزشمندترین منابع یعنی منابع انسانی سازمان به شمار می روند .

* مدیریت: فرآیند به کارگیری مؤثر و کارآمد منابع مادی، مالی، اطلاعاتی و انسانی از طریق برنامه ریزی، سازماندهی، بسیج منابع و امکانات، هدایت و رهبری برای دستیابی به اهداف سازمانی بر اساس نظام ارزشی و چتر فلسفی حاکم بر جامعه را مدیریت گویند .

* سازمان: سازمان عبارت است از یک رشته روابط منظم و منطقی بین افراد که وظایف پیچیده و متعددی را انجام می دهند و به منظور تأمین هدف های مشترک خاصی در کنار هم قرار می گیرند . از طرفی هر جا سخن از سازمان می گردد غالباً با واژه هایی از قبیل ساختمند و جهت دار مترادف و با هرج و مرج متضاد میباشد. پیتر دراکر، عنصر حیات بخش هر سازمان را مدیریت آن سازمان می داند .

تاریخچه ی سرپرستی :

سرپرستی را به عنوان یک حرفه ابتدا باید در تحقیقات فردریک تیلور (1917- 1885) در سطح عملیاتی و با پیدایش مدیریت علمی و تحقیقات وی در این زمینه یافت و سپس بعد از جنگ جهانی اول مورد نظر قرار گرفت و ابعاد مهارت فنی در سطح عملیاتی و نظارت و کنترل بر انجام کار افراد مورد توجه قرار گرفت . بعد از جنگ جهانی دوم سازمان بین المللی کار وابسته به سازمان ملل (I.L.O )1 در امر آموزش و تحقیق در زمینه نیازهای سرپرستی پرداخت . سپس سازمان بهداشت جهانی ( W.H.O )2 با تهیه استانداردهای کار و مشاغل به ویژه مشاغل سرپرستی و بهداشت کار تلاش های فراوانی نمود. در ایران نیز مسئله توجه به امر سرپرستی ابتدا به وسیله وزارت کار و امور اجتماعی آغاز گردید و سپس به امر آموزش و تربیت سرپرستان مبادرت ورزید . در سال های اخیر نیز سرپرستی به عنوان یک رده بسیار مهم بین مدیران میانی و نیروی خط مقدم کار و تولید به امر بهبود وضع زندگی و معیشت افراد در امر بهبود کیفیت راندمان کار پرداخته است .

ارزش و اهمیت سرپرستی:

ضرورت، ارزش و اهمیت سرپرستی از دیدگاه اسلام ( آیات و روایات) :

در قرآن کریم به جای کلمه ی سرپرست از واژه هایی نظیر مدبر، رسول، امام، خلیفه استفاده شده است . خداوند سبحان در رأس نظام هستی به عنوان نخستین مدبر، تدبیر امور را به دست گرفته است .                    

« یُدَّبر الامر مِن السَماءِ إِلی الاَرض»3 . ( خداوند امور را از آسمان تا زمین تدبیر می کند)

حضرت علی (ع) در خصوص ضرورت سرپرستی می فرمایند: برای کارهایت سرپرستی برگزین که بزرگی کار بر او چیرگی نیابد  و فراوانی کارها او را خسته نکند .

حضرت علی (ع) نقش سرپرست در جامعه را به سه چیز تشبیه نموده است :

1-    نخ تسبیح: که اگر پاره شود دانه ها از هم پراکنده می شوند . ( نقش هماهنگی )

2-    عمود خیمه: که اگر شکسته شود خیمه فرو می نشیند . ( نقش بنیادی )

3-    محور وسط سنگ آسیاب: که اگر از جا کنده شود، سنگ روی سنگ بند نمی شود. ( نقش محوری)
ارزش و اهمیت سرپرستی : در مجموعه ی فعالیت های تولیدی کارخانه ها، مراکز صنعتی و خدماتی، نیاز به سرپرستی از اهمیت ویژه ای برخوردار است و سرپرستان نقش حائز اهمیتی دارند چرا که این افراد علاوه بر ارتباطی که مابین کارکنان و مدیران برقرار می کنند و کلیه ی فعالیت ها را به سوی اهداف مدیریت هدایت می کنند با بهره گیری از امکانات موجود می توانند ضمن هماهنگی با سایر واحدهای ذیربط از طریق تقسیم کار، راهنمایی، نظارت و کنترل و ارزیابی نیروی انسانی تحت سرپرستی خود را به شکل مطلوبی رهبری نمایند. تنشها، اعتصابات، تأخیرهای هنگام ورود، تعجیل در خروج و حل مشکلات و نظایر آن موضوعاتی است که در یک سازمان همیشه وجود داشته و شخصی که بتواند تنشها را کاهش داده، انگیزه ها و نیازهای افراد را تشخیص دهد و تلاش کارکنان را جهت دستیابی به اهداف سازمان بکار گیرد، سرپرست است . 

انواع سرپرستی :

سرپرستان را می توان به گروه هایی تقسیم نمود که در زیر به شرح آن ها می پردازیم :

الف-  اتوکرات یا مستبد ( Autocratic Supervision ): از کلمۀ آلمانی باآس Baas  مشتق و به معنی ارباب آمده است . ارباب کسی است که معمولاً فرمان می دهد، کنترل می کند و افراد تحت سرپرستی خود را به انجام وظایف و مسئولیت های خود هدایت می نماید. چنین سرپرستی از کارکنان طوری کار میکشد که راهی جز انجام دستورات ندارند و باید زیردستان و پیروان اوامر کورکورانه ی او را تبعیت نمایند. در این نوع سرپرستی با وجود عدم رضایت کارکنان مشاهده می شود که توفیق سرپرستانی که کمتر اتوکرات یا ارباب هستند در عمل بیشتر است.

ب- سرپرست آزادمنش و دموکرات ( Democratic Supervision ): کسی است که تمایل به ارباب بودن ندارد . او با کارکنان خود در انجام کارها شرکت می نماید . با زیردستان با صبر و حوصله و شکیبایی رفتار می کند و کارکنان را شریک خود می داند. بنابراین کسانی که با این گونه سرپرستان کار می کنند خوش اقبال تر و خوشحال ترند .

نقش های سرپرست :

موقعیت سرپرست خط اول در سازمان ها از این جهت منحصر به فرد است که تنها مدیری است که کار افراد غیر مدیر را سرپرستی می کند. از آنجا که میل به هدف های سازمان به این بستگی دارد که کارها در سطح اجرایی چگونه انجام می شود، بنابراین موقعیت سرپرستان خط اول سازمان اهمیتی بیشتر یافته است. حال چند نظر مختلف را در مورد نقش مناسب سرپرست مورد توجه قرار می دهیم . با اینکه امروز سرپرست عضوی از کادر مدیریت به شمار می رود، از لحاظ تاریخی نظرات مختلفی درباره ی نقش مؤثر وی در سازمان وجود داشته و تأثیر این نظرات هنوز هم احساس می شود . نخستین نظر که به طور خاص بر اهمیت شغل سرپرست در سازمان تکیه دارد وی را به عنوان عضو مؤثر در کادر مدیریت مشخص می کند . در قالب عضو مؤثر، سرپرست از نظر کارکنان نماینده ی مستقیم مدیریت عالی است که با آن ها در تماس رودررو است و تأمین کننده ی نظرات و اوامر افراد مافوق می باشد. نظریه ی دیگری سرپرست را یک واسطه بشمار می آورد که میان توقعات و احتیاجات مدیریت عالی و کارکنان گرفتار است. نقش دیگری که به سرپرست اطلاق میشود این است که او را فردی حاشیه نشین می داند که فقط عنوان سرپرستی را یدک می کشد که نه اختیاری به او داده شده و نه کارگران از او توقعی دارند. نظریه دیگری درباره ی سرپرست هرچند که امروز چندان مورد قبول نیست این است که به جای آنکه او را عضو کادر مدیریت به حساب آورد متعلق به گروه دیگری از کارکنان می داند( نماینده ی کارگران) . در این موقعیت سرپرست به عنوان سخنگو و نماینده ی کارگران خواسته های آنان را برای مقامات بالا تشریح و طالب حقوق و منافع آنها است و از کارگران حمایت می کند و در مواردی ممکن است به مدیران بالا دست تحمیل شده باشد. با آنکه موقعیت قانونی سرپرستان تغییر یافته است اکثر آنها هنوز چنین تصور می کنند که بیشتر به کارکنان گرایش دارند تا به گروه مدیران. نقش دیگری که برای سرپرست در نظر گرفته شده به عنوان کارشناس روابط انسانی است. از دید این نظریه سرپرست یکی از کارشناسانی است که تخصص او به حل و فصل مسائل مربوط می شود. این نظریه بیشتر در سازمان هایی که تا حد زیادی متمرکز است مصداق دارد. با این وجود صرفنظر از نوع سازمان هر گاه از سرپرستان سؤال می شود که عمده ترین مسائل شغلی خود را مشخص کنید به طور ثابت همیشه از مسائلی مانند انگیزش کارکنان و تضاد میان افراد نام می برند و به این ترتیب به نقش ضروری خود به عنوان کارشناس روابط انسانی اعتراف می نمایند. در نگرشی که از نظریات مختلف درباره ی نقش سرپرست چه از دیدگاه تاریخی و چه از دیدگاه فعلی به عمل آمد پنج نظریه عمده مشخص گردید که عبارت بودند از: عضو مؤثر، فرد واسطه، فرد حاشیه نشین، کارمندی دیگر و کارشناس روابط انسانی. اگر چه امروزه تا حدودی کلیه این نظریات درباره ی نقش سرپرست مصداق دارد با این وجود به منظور بهبود موقعیت سرپرست در کارایی مؤثر باید کوشش شود که نقش اصلی او به صورت نقش عضو مؤثر در کادر مدیریت درآید .  

وظایف سرپرستی :

نظر به اینکه سرپرستی پل ارتباطی بین مدیران میانی و نیروهای عملیاتی خط مقدم کار است، سرپرست کسی است که وظیفه هدایت، رهبری، نظارت و کنترل زیردستان را برای اطمینان از حصول کار به عهده میگیرد. در یک دسته بندی وظایف ذیل برای سرپرستان ارائه شده است :

1-    اتخاذ روش و تعیین اهداف و دست بر نداشتن از هدف تا رسیدن به آن .

2-    تعیین و تدارک ابزار کار و آماده سازی محیط کار و ایجاد فضای مطبوع و مناسب به منظور تأمین بهداشت و ایمنی محیط کار .

3-    اتخاذ تصمیم، برنامه ریزی، تعیین وظایف کارکنان سطح عملیاتی و تعیین زمانبندی و زمان سنجی کارها .

4-    ایجاد ارتباط مؤثر و برقراری روابط انسانی در سازمان و هماهنگی و ارتباط صحیح میان واحدها .

5-    آموزش دادن وارائه الگوهای صحیح مهارت های فنی و حرفه ای لازم به زیردستان .

6-    ایجاد انگیزش و رضایت مندی کارکنان جهت تحقق اهداف سازمانی با استفاده از نفوذ در زیردستان و تشویق و ترغیب آن ها در انجام وظایف سازمانی .

7-    هدایت و رهبری، راهنمایی و ارشاد  و نصیحت کردن زیردستان و ارائه الگوی رفتاری مناسب به آن ها .

8-    نظارت و کنترل مستمر افراد و زیردستان و تقویت روحیه ی خود کنترلی در افراد . 

9-    ارزشیابی و ارزش گذاری بر عملکرد افراد و مقایسه عملکرد موجود با اهداف و تعیین میزان انحراف از هدف و انجام اقدامات اصلاحی و انتخاب معیار مناسبی برای تشویق، پاداش، جایزه و تنبیه .

10-توانایی بهبود روشها و تغییرپذیری و تحول در سازمان  به منظور رشد و تعالی و پویایی سازمان.


 

در دسته بندی دیگر وظایف عمده ای که باید توسط سرپرستان انجام گيرد، بصورت زیر دسته بندی شده : 

1- خلاقیت و نوآوری: خلاقیت عبارت است از به کارگیری توانایی های ذهنی برای ایجاد یک فکر یا مفهوم جدید. ضرورت و پیشنیاز هر گونه تحول عینی و ملموس و نوآوری مادی و فیزیکی( در حکم سخت افزار) وجود و پیدایش فکر و مفهوم جدید و مجموعه ای از اندیشه ها، الگوها، نظریه ها و روش های جدید یعنی خلاقیت و در واقع ( نرم افزار) است. نوآوری ( ابداع) یعنی کاربرد فکرهای جدید . خلاقیت با ساختن و یافتن فکرهای جدید سروکار دارد و نوآوری در کاربرد این فکرها و تبلور آن در یک نمود و مصداق مشخص. سرپرستان خلاق غالباً از سایرین متمایز هستند. همچنین سرپرستان میتوانند مشوق یا بازدارنده خلاقیت افراد باشند زیرا یکی از مهمترین راههای ظهور نوآوری و خلاقیت به وجود آوردن فضای محرک خلاقیت است. 

2- مسئله یابی و برنامه ریزی: سرپرستان از دو طریق مستقیم( انحراف از تجربیات گذشته، انحراف از برنامه تعیین شده، پیشی گرفتن رقبا) و غیر مستقیم( از طریق کارکنان، از طریق مافوق ها، از طریق ارباب رجوع یا مشتری) از وجود مسئله و مشکل در محیط کار خود آگاه و مطلع می شوند .

3- رهبری، انگیزش و ایجاد تعهد در کارکنان: رهبری وقتی تحقق می یابد که شخصی بخواهد شخص دیگری را به منظور میل به هدف های پیش بینی شده تحت تأثیر قرار دهد و تعهد، روحیه و وفاداری کارکنان برای گردش کار سازمان از اهمیت زیادی برخوردار است .

4- انتخاب و گزینش کارکنان: در فرآیند استخدام کارکنان، سرپرستان فرصت آن را می یابند که آزمون های کتبی را برگزار کنند و یا معرفی نامه ها و گواهی نامه های افراد داوطلب را مورد بررسی و ارزیابی قرار دهند. آنچه برای آن ها ممکن و در جای خود مؤثر است اجرای یک مصاحبه استخدامی از ناحیه سرپرستان در قبال داوطلبان معرفی شده از واحد متمرکز امور استخدامی است .

5- آموزش کارکنان: آموزش عبارت است از انجام عملیاتی که منجر به ایجاد و ارتقای دانش، مهارت و رفتارهای مطلوب در نیروی انسانی می شود و استعدادهای بالقوه آنان را شکوفا می نماید . نیروی انسانی برای انجام کار مؤثر و وظایف و مأموریت های خود باید از دانش، مهارت، توانایی و رفتارهای اجتماعی لازم و نگرش های مناسب برخوردار

باشد و آموزش وسیله ی شناخته شده ای است که برای تأمین آن ها مورد استفاده ی سازمان قرار می گیرد .

6- ارزشیابی عملکرد زیردستان: فرآیند رسمی آگاه کردن کارکنان از تشخیص نتایج مثبت و منفی عملکردشان را ارزشیابی می نامند. راهبری ارزشیابی عملکرد یکی از مهم ترین وظایف سرپرستان است .

مهارت ها و توانایی های سرپرستی :

مهارت های سرپرستی: سرپرستان برای ایفای نقش خویش باید از سه مهارت اساسی برخوردار باشند، مهارت به توانایی های قابل پرورش و مشخص که در عملکرد و ایفای وظیفه منعکس می شود اشاره می کند :  

الف- مهارت فنی: به دانایی و توانایی به کار بردن دانش، روش ها، فنون و ابزاری که لازمه ی انجام وظایف و ورزیدگی در کاربرد فنون خاص است اطلاق می گردد و از طریق تجربه، تحصیل و کارورزی کسب میشود . ویژگی های بارز مهارت فنی آن است که به بالاترین درجه ی شایستگی و خبرگی در کار می توان دست یافت زیرا این مهارت را می توان به صورت دقیق، مشخص و قابل اندازه گیری تعیین نمود.

ب- مهارت انسانی: به توانایی و قدرت تشخیص در کار کردن با زیردستان و انجام دادن کار به وسیلۀ آنها که شامل درک و فهم انگیزش و به کار بردن رهبری مؤثر و تأثیرگذاری بر رفتار کارکنان است، اطلاق میگردد . مهارت انسانی در نقطه ی مقابل مهارت فنی است .

ج- مهارت ادراکی: به توانایی درک و فهمیدن پیچیدگی های کل سازمان و آگاهی از اینکه آیا خود شخص مناسب شرایط سازمان عمل می کند یا نه اطلاق می گردد . (مدیران ردۀ سرپرستی از مهارت فنی و مدیران ردۀ عالی از مهارت ادراکی و مدیران ردۀ میانی به یک نسبت از مهارت ادراکی و فنی تخصصی برخوردارند) .

توانایی های هفتگانه ی سرپرستی :

1- توانایی استعداد سازماندهی و کارآفرینی .     2- توانایی انگیزش کارکنان .     3 - توانایی ایجاد کار استاندارد شده .      4- توانایی ایجاد شرایط کار جمعی.       5- توانایی تصمیم گیری .     6- توانایی یادگیری روابط مؤثر.    7- توانایی برقراری ارتباط مؤثر با کارکنان .

منابع چهارگانه ی سرپرستی :

سرپرستان برای اداره ی امور سرپرستی به منابع چهارگانه ی زیر نیازمندند :

1- منابع اطلاعاتی: شامل برنامه ها، آئین نامه ها و دستورالعمل ها .

2- منابع مادی: شامل اشیاء، وسایل، امکانات و تجهیزات مورد نیاز سازمان نظیر ساختمان، زمین و غیره .    

3- منابع مالی: شامل بودجه و اعتبارات و سرمایه های مالی سازمان .

4- منابع انسانی: شامل افراد و کارکنان که به عنوان عنصر حیاتی و سرمایه ی اصلی سازمان محسوب میشوند و جزء مهم ترین و اثربخش ترین منابع سازمانی به شمار می روند .

کاربرد هر یک از منابع چهارگانه گامی مؤثر در مسیر تحقق هدفهای سازمانی است. در عصر حاضر برخورداری از سازمانهای کارآمد در سبک زندگی بسیاری از افراد مسئله ای اصلی تلقی میگردد لیکن مشکل اساسی اداره امور سازمانها این است که سرپرستان باید منابع چهارگانه ی اطلاعاتی، مادی، مالی و انسانی را که غالباً محدود و ناهماهنگ میباشند شناخته، آن ها را هماهنگ نموده و در جهت تحقق هدفها به کار گیرند.

ویژگی های اخلاقی سرپرست ایده آل:

سرپرست برای انجام وظایف و پاسخگویی مسئولیت هایی که به عهده دارد لازم است، این خصوصیات شخصیتی را دارا باشد و در خود تقویت نماید تا به مقام سرپرست ایده آل نائل آید :

شایستگی و امانتداری: یعنی داشتن مهارت هایی نظیر دانش، بینش و اخلاق و رفتار پسندیده با زیردستان.

شخصیت: برخورداری از ویژگی های شخصیتی نظیر هوش، ذکاوت، خلاقیت و درک صحیح از خود و دیگران از مهم ترین ویژگی هایی که مدیر، رهبر و سرپرست را در بین زیردستان و پیروان ارجحیت می دهد .

شور و اشتیاق به کار: شور و اشتیاق به کار و رسیدن به هدف باید در رفتار سرپرست ظاهر گردد و تنها به اظهار علاقه و اشتیاق نباید اکتفا شود .

شهامت و جسارت: سرپرست در رهبری کارکنان و اداره ی کارها باید شهامت داشته باشد و از خطرات و یا شکست خوردن نهراسد .

اعتماد به نفس: در تصمیم گیری اطمینان از صحت اطلاعات ضروری است .

صداقت، وفاداری، خیرخواهی، خوش قولی: سرپرست لایق به قول و حرف خود پایبند است و افراد به او اعتماد دارند. وفای به عهد موجب آرامش خاطر و دلگرمی کارکنان می شود . در گفتار صادق و نسبت به دیگران خیرخواه است .

مهربانی و همدلی: سرپرست لایق برای ایجاد دوستی و محبت، به علایق زیردستان پاسخ مناسب دوستی را با دوستی می دهد و در برابر رفتارهای غلط واکنش مناسب نشان می دهد و با رعایت روابط انسانی صمیمیت لازم میان افراد ایجاد می نماید .

اصول هفتگانه ی سرپرستی :

در بعضی منابع اصول هفتگانه ای برای سرپرستان بیان نموده اند که به اهم آنها می پردازیم :

اصل 1: وظایف و مسئولیت های افراد باید کاملاً روشن باشد: معمولاً وقتی کسی به کاری گمارده می شود قبل از هر چیز باید بداند از او چه می خواهند و وسایل و مأموریت های او کدامند .

اصل2: افراد باید در انجام وظایف خود هدایت شوند: از کسی نمی توان توقع داشت که در دنیای بی اطلاعی کار کند، هر مستخدمی علاقه مند به آگاهی از وقایعی است که در سازمان رخ می دهد و با کار او ارتباط دارد، سرپرست باید از آنچه واقع شده یا قرار است واقع شود کارکنان خود را آگاه سازد .

اصل3: کار رضایت بخش مستخدم باید مورد تشویق قرار گیرد: افراد مایل اند از خدمات صادقانه ی آنان تقدیر به عمل آید و مسلماً وقتی خدماتشان مورد توجه قرار گیرد، بهتر و با علاقه ی بیشتر کار خواهند کرد . بهتر است تشویق در جمع صورت گیرد .

اصل 4:کار نامطلوب باید مورد انتقاد قرار گیرد: انتقاد باید خصوصی باشد، عیبجویی در حضور دیگران صرفنظر از هر عاملی دیگر ممکن است سبب رنجش سایرین شود. در هر حال انتقاد باید جنبه ی سازندگی داشته باشد. اصل 5: به مستخدمین باید میدان داد تا بتوانند مسئولیت های بیشتر را بپذیرند : سرپرست موفق کسی است که قبلاً خود را آماده نماید تا شخص با کفایتی را جانشین خود نماید و نگذارد به جریان امور او لطمه وارد آید . اصل 6: کارکنان باید برای پرورش استعدادها و نوآوریها در کار خود ترغیب شوند: سرپرست کاردان کسی است که افراد تحت سرپرستی خود را برای فرا گرفتن معلومات، عقاید و افکار جدید، ترغیب و تشویق نماید. این کار مستلزم دارا بودن تخصص و ابتکار است . سرپرستانی در کار موفق اند که بتوانند افکار افراد تحت سرپرستی خود را به کار بیندازند تا با استفاده از پیشنهادات و عقاید جدید آنان، روز به روز، بر حسن جریان کار بیفزایند.  اصل7: محیط کار باید بهداشتی و مصون از استرس های روحی و روانی باشد: آخرین اصلی که اغلب کمتر به آن توجه می شود، اصل بهداشتی و مصونیت محیط کار مستخدم است. بدون شک اجرای این اصل یکی از مسئولیت های سرپرست است. بسیاری از سرپرستان نه تنها در انجام کارهای کم خطر به این مورد توجه ندارند بلکه در کارهای خطرناک هم توجهی به مسئله ی مصونیت نمی نمایند. در نتیجه، گاه و بی گاه با مشکلات عمده ای روبرو می شوند که با اندکی توجه می تواند از بروز مشکلات جلوگیری نمایند.

مسئولیت های سرپرستی :

« مسئولیت» رسالت خطیری است که به عهده ی سرپرست در قبال وظیفه ای که بر عهده  وی گذاشته اند و باید بر اساس نیاز پاسخگو باشد.در رده ی سرپرستی می توان به سطوح مختلفی اعتقاد  داشت که مهم ترین آن ها را شامل سرپرستی سطح اول، سرپرستی سطح دوم، سرپرستی قسمت و سرپرستی کارها می دانند. از طرف دیگر سرپرست در برابر بالادستان، زیردستان، همکاران،کار و محیط کار مسولیت خطیر دارد. به هر حال نقش و مسئولیت سرپرست را باید به عنوان یک فرد کلیدی و اثربخش تلقی نمود، سرپرستان نسبت به سایر مدیران سازمان ها موقعیت دشوارتری دارند چون سرپرستان سنگ نگهدارنده ی سقف سازمان هستند، سرپرستان نقطه ی پرگار مدیریتند و با موقعیت خاص خود موجبات استحکام سازمان شده و حیات، سلامت و بقای آن را تضمین می نمایند و اگر سرپرستان به درستی نقش و مسئولیت خود را ایفا نکنند خطرات جبران ناپذیری بر سازمان وارد خواهد شد. ( در اینجا لازم به ذکر است که : « نقش» به مجموع انتظارات و توقعات از مدیر و رلی است که وی ایفا می کند). 


 

سه حیطه ی مسئولیت سرپرستان عبارت است از :

1- تولید.                2- افراد.                     3- دقت . 

به طور کلی مسئولیت های سرپرستان به شرح زیر می باشد :

1- تعیین نمودن تعداد پرسنل مورد نیاز در واحد تحت سرپرستی .

2- انتخاب نمودن نیروهای جدید .

3- گماشتن کارکنان به مشاغل خاص و ویژه .

4- تصمیم گیری در خصوص نرخ مناسب دستمزد پرداختی به کارکنان .

5- تشریح و تعیین شرایط و موقعیت کار برای نیروهای جدید الاستخدام .

6- دادن آموزش های مورد نیاز به کارگران جدید الاستخدام  .

7- ارزیابی عملکرد و آموزش دادن به نیروهای قدیمی .

8- انتقال دادن کارکنان، به حالت تعلیق درآوردن یا توصیه جهت اخراج کارکنان .

9- موافقت کردن با درخواست های مرخصی و غیبت کارکنان .

10- تعیین تناسب پاداش های پرداختی .

11- اختیار لازم داشتن جهت برقراری حق اضافه کاری.

12- اعلام موافقت در خصوص بخش هایی از برنامه های خاص سازمان، برقراری حق مأموریت و تعطیل کردن بخش هایی از کار و فعالیت .

13- اجرای قوانین و مقررات شرکت .

14- حفظ ایمنی شرایط محیط کار .

15- رسیدگی به تصادفات و حوادث .

16- ارتباط و اطلاع داشتن از موضوعات مطرح شده .

17- ارتباط و پیوند اولیه با مسائل و مشکلات شخصی کارکنان .

18- نگهداری و راه اندازی سیستم بایگانی .

19- گزارش نمودن کار، فعالیت و رخدادها .

20- ایجاد روابط حسنه با افراد برای رسیدن به نتیجه ی خوب .

دلایل عدم موفقیت سرپرستان :

1- عدم ایجاد جو دوستانه در محیط کار تا کارکنان بتوانند آزادانه صحبت نمایند .

2- ناآگاهی نسبت به این امر که پیشرفت کار یک شرکت تنها در سایه همکاری همه اعضا آن حاصل شود.     

3- استفاده نکردن از تجربیات و اطلاعات دیگران .

4- عدم به کارگیری افراد زیردست در رفع موانع و محدودیت های پیش آمده .

5- نداشتن نگرش مثبت نسبت به کارکنان 

انتظارات و توقعات افراد از سرپرستان :

هر فردی از جامعه ای که در آن زندگی می کند انتظاراتی دارد و هنگامیکه وارد سازمان شده و در آن شاغل می شود به طور طبیعی این انتظارات متوجه کارفرما یا مدیریت سازمان می گردد. انتظارات افراد بی شمار و متفاوت است ولی برخی از آن ها مشترک بوده و به عنوان انتظارات واقعی و قابل قبول شناخته می شوند. این گروه از توقعات، انتظارات اساسی نامیده می شوند که عبارت اند از : رفتار انسانی، شناسایی شخصیت، تأمین(جانی، مالی، شغلی )، پیشرفت، فرصت برای نشان دادن ابتکار و کار با ارزش . واقعیت این است که توقعاتی که ذکر شد در همه ی انسان ها وجود دارد ولی میزان یا شدت توقعات در افرا یکسان نیست. در هر موقعیت و شرایطی یک یا چند انتظار اهمیت بیشتری پیدا می کند و عواملی موجب می شود که گرایش ما نسبت به یک انتظار کمتر یا بیشتر گردد . عوامل تغییر دهنده ی توقعات افراد عبارت اند از: سن، تحصیلات، تجربه، نوع و شرایط کار، وضع جسمی، وضع مالی، هوش و استعداد، جنسیت، فرهنگ و خانواده .

منابع قدرت و ابزارهای سرپرستی :

مهمترین منابع قدرت که  برخورداری از آنها رمز موفقیت اساسی برای سرپرستان محسوب میگردد عبارتند از : 

الف- قدرت در اجرا: سرپرست باید در به کارگیری زیردستان و قدرت اجرایی فعالیت سازمان از دید و نگرش جامع برخوردار و دارای تفکر وسیع در مسائل سازمانی باشد .

ب- قدرت در تجزیه و تحلیل مسائل و حل مشکلات: برای رسیدن به این هدف، شناختن مسائل،جمع آوری اطلاعات و تجزیه و تحلیل آنها برای پیدا کردن بهترین راه حل از میان راه حلها برای حل مشکل  مهم است. 

ج- قدرت تعهد و وجدان کاری بین کارکنان: عملکرد یک سرپرست خوب متکی بر صداقت، راستگویی و وجدان کاری اوست، سرپرست باید خود الگویی مثبت در تمام این زمینه ها برای کارکنان و زیردستان باشد . 

د- قدرت در تعلیم و تربیت: سرپرست همیشه آموزشگر و تعلیم دهنده است، آموزشگری که آموزش آن در هر مرحله جنبه ی راهنمایی، ارشاد و هدایت را دارد .

ه- قدرت در ایجاد اعتماد و همکاری: در این زمینه باید با نفوذ در قلوب زیردستان و مدیریت به دل ها و قلبها و برخورد پسندیده اعتماد دیگران را جلب کرد .

و- قدرت در ایجاد انگیزش در کارکنان: فراهم نمودن فضا و شرایطی که تمایلات شخصی کارکنان را برآورده سازد و افراد را از کشیده شدن به سوی یأس و ناکامی که نتیجه ی رفتار منفی زیردستان است بر حذر دارد .  ز- قدرت در ایجاد ارتباط خوب انسانی: برقراری ارتباط مناسب انسانی در سازمان، ایجاد همدلی و تفاهم، نوعدوستی و وفاق ملی از مهم ترین مسائلی است که سرپرستان با برقراری روابط صمیمی و حسنه و به عنوان پل ارتباطی بین کارکنان، کارگران و کارمندان با مدیران فرادست می توانند ایجاد نمایند.

تئوری هایی در زمینه ی سرپرستی :

سه تئوری مدیریت سرپرستی(سه رویکرد در سرپرستی) که نسبتاً مدرن بوده و عمدتاً از رویکردی« تجربی» و نه «فلسفی» ناشی شده اند عبارت اند از : 

الف) تئوری رسمی یا سفت و سخت: سابقه ی این تئوری حداقل به زمان حضور سلسله مراتب کلیسای کاتولیک روسی ها و یا لشکرکشی های پروس بر می گردد. این تئوری معتقد به اتوکراسی( خود محوری) یا تصمیمات یک جانبه است، بر اساس این تئوری، نه تنها « بهره وری» تنها هدف سازمان است بلکه برای انجام هر کار « یک بهترین راه» نیز وجود دارد.
ب) تئوری احساسی یا شادی: سرپرستان پس از جنگ جهانی دوم اغلب به وضوح می گفتند که« کارگر شاد و خوشحال، کارگری سودمندتر است» و می کوشیدند تا به هر نحو ممکن و معقول، استفاده از مزایای جانبی را تشویق  کنند. در این تئوری، احساسات افراد بسیار مهم اند، آن باعث تشکیل سازمان های غیر رسمی میشوند که می تواند به کاهش شدید تولید و یا افزایش آن به حدی بالاتر از حد تصور منجر شود .

ج) تئوری حساسیت یا شیرینی و روشنایی: این تئوری رویکردی است که با « بهبود یا توسعه ی سازمانی» در ارتباط است و در ده سال گذشته بویژه در دانشکده های بازرگانی مورد توجه خاص بوده است. « کرت لوین» اولین طرفدار این رویکرد توافقی همگانی و طرفدار سرسخت رهبری دمکراتیک است. این تئوری توسعه ی سازمانی معتقد است که یکی از محدودیت های اصلی افراد و اثربخشی آن ها در روابط گروهی، فقدان حساسیت نسبت به احساسات دیگران ( و احتمالاً حتی به احساسات خود) است . به طور کلی می توان گفت که اگر « حساسیت » اصلی ترین مشخصه ای است که افراد باید به آن توجه داشته باشند، در این صورت    « مشارکت» در تصمیم گیری استراتژی فائق در مدیریت خواهد بود. بنابراین به طور خلاصه در این تئوری تأکید بر اعتماد متقابل و تبادل آزادانه ایده ها و احساسات و بر تبادل اطلاعات برقراری ارتباطات در سراسر زمان و  بالاخره بر آنچه اصطلاحاً « پژوهش کاری»4 نامیده می شود، است.
نقش سرپرستان در سازمان :

در مطالعه ی احوال بشر هیچ گروه و ملتی را نمی یابیم که در زندگی موفق و پایدار باشند و زندگی کرده باشند مگر

به داشتن قیم و رئیس که آنها را در امور مادی و معنوی هدایت گر باشد. ضرورت دانش و مدیریت و سرپرستی منحصر به زمان حاضر نبوده و نیست از زمان پیدایش مدیریت تا به امروز، مدیریت و سرپرستی دستخوش تغییرات چشمگیری شده است با پیشرفت علم، تکنولوژی و فناوری اطلاعات، وجود کارکنان لایق و آموزش دیده که از سطح توقعات بالا برخوردارند سرپرستان را در زندگی شغلی و سازمانی با چالشی روزافزون روبرو ساخته تا جایی که بیشتر وقت سرپرستان به رتق و فتق امور زیردستان و حل مشکلات آن ها می گذرد و امروزه سرپرستی را سنگ بنای سازمان و نقطه ی پرگار مدیریت و بی شک حلقه ی ارتباطی بسیار مهم در زنجیره ی مدیریت و سازمان به شمار می آورند که موجب بقا و استحکام سازمان می گردند. اداره ی امور سازمان و برخورد با کارکنان و زیردستان و هنر انجام کار توسط آن ها برای تحقق هدف های سازمانی از وظایف خطیر سرپرستان به شمار می رود. در هر سازمان اداری، تولیدی، صنعتی، خدماتی، آموزشی و درمانی مسئولیت حفظ و صیانت، آموزش و بهسازی نیروی انسانی، هدایت و رهبری، نظارت و کنترل فعالیت کارکنان به عنوان مؤثرترین رکن اساسی سازمان یعنی « انسان» به عهده ی مدیران سرپرستی است . سرپرستان وظیفه دارند تمام نیروهای انسانی را با هر هدف و منظور در زیر چتری به نام سازمان برای رسیدن به اهداف مشترک سازمانی هدایت و سرپرستی نمایند . 

قبل از هر موضوعی بایستی به یک نکته اشاره کرد که واژه هایی که در رابطه با سرپرستی ارائه می گردد در موقعیت های خاص سازمانی تغییر می کند و تمام این واژه ها به صورت کلی یک مفهوم مترادف دارند :     

1- رئیس هیئت مدیره.   2-رئیس گروه.   3- رئیس واحد یا بخش.   4- مدیر عملیاتی.    5- سرپرست .   

این مفاهیم ما را به سه شاخص هدایت می کند که بر اساس این شاخص ها می توان تعیین نمود که یک فرد را می توان سرپرست تلقی کرد یا خیر و اساساً جدا از عنوان شغل، می توان آن را یک شغل سرپرستی قلمداد کرد یا خیر؟ این سه شاخص عبارتند از :

1- قضاوت مستقل. 2- داشتن اختیار تصمیم گیری و بکارگیری آن .  3- طبیعت کار اساساً فکری و ذهنی است یا فیزیکی .

یک سرپرست برای ایفای نقش خود با چهار زمینه در ارتباط است که آنرا به شکل « E3C » نشان می دهند. لذا چالشهای یک سرپرست شامل موارد زیر میباشد : 

مشتری       Customer  = C  

جامعه        Community = C

شرکت          Company = C                                             

کارکنان       Employee = E                                       

روش مفید برای فهم و درک شغل یک سرپرست این است که ببینیم مدیران عالی چه انتظاراتی از او دارند . برای بیان مفاهیم سرپرست و تعیین جایگاه او، ابتدا باید رده های مدیریت در سازمان را مورد بررسی قرار دهیم تا موقعیت سرپرستان در سازمان روشن گردد. سطوح مدیریت عبارت اند از : 

الف- سطح مدیران عالی(ارشد): مدیران عالی معمولاً کار سیاست گذاری، تعیین خط مشی و برنامه ریزی، تصمیم گیری، آینده نگری و سایر موارد کلان مربوط به سازمان را بر عهده دارند و نوع کار آن ها بیشتر از نوع مهارت ادراکی و ذهنی است .

ب- سطح مدیران میانی: مدیران میانی برنامه ها و سیاست های کلی سازمان را از گروه مدیران بالاتر از خود دریافت می کنند و پس از تبدیل به برنامه های اجرایی در اختیار سرپرستان قرار می دهند . کارشان مدیریت بر سرپرستان است و نقش حلقه ی واسطه را میان مدیریت عالی و مدیران عملیاتی(سرپرستی) به عهده دارند و از مهارت ادراکی (ذهنی) و فنی تخصصی نسبتاً یکسانی برخوردارند .

ج- سطح مدیران عملیاتی(سرپرستی) : مدیران سرپرستی به طور مستقیم با کار عملیات اجرایی اصلی که هدف سازمان است، در ارتباط هستند و با ارباب رجوع و مشتریان سروکار دارند و بیشتر وقتشان به حل و فصل مسائل جاری طی می شود. این گروه از مدیران سرپرست نامیده می شوند. واژه ی سرپرست در برابر واژه ی لاتین سوپروایزر «Supervisor» به کار گرفته شده است . این مدیران از مهارت های ادراکی پائین تر و از مهارت فنی تخصصی بالاتری برخوردارند. از میان مدیران سازمان، سرپرستان هستند که به طور مستقیم با کارکنان اجرایی و عملیاتی در ارتباط هستند به همین علت سرپرستان را مدیران خط مقدم « جبهه کار» نیز نامیده اند و آن ها را  مدیران بلافصل نیروهای عملیاتی می دانند . 

سطوح مدیریت در سازمان

بنابراین سرپرست یک مدیر اجرایی و عملیاتی است که هدایت و رهبری مستقیم عده ای از کارکنان را بر عهده دارد .

نتیجه گیری

سرپرستی را باید هنر مدیریت و نوعی رهبری دانست زیرا هنر جلب مشارکت زیردستان برای انجام فعالیتهای سازمانی است. سرپرست کسی است که امور گروهی از افراد و اداره ی یک واحد سازمانی را به عهده دارد . طبعاً « رئیس» هم یک سرپرست است زیرا کارهای سازمان را توسط افراد انجام می دهد . اداره کنندگان، مدیران و رؤسا همه سرپرست اند، کارفرما نیز به نوعی سرپرست است زیرا اداره ی گروهی از کارگران و کارمندان را در خط مقدم کار و تولید به عهده دارد. 

نیاز به سرپرستی، امری ضروری است و تضمین، بقا و حیات سازمان به سرپرستی بستگی دارد و در هر حال سرپرست ایده آل سرپرستی است که بتواند با توجه به موقعیت و شرایط کاری طوری رفتار کند که به بالاترین سطح کارایی زیردستان و پیروان دست یابد.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم آبان 1392ساعت 6:13  توسط پروری نژاد  | 

درس سمینار بازاریابی یک درس نظری-کاربردی (عملی) است.

۱- بخش نظری آن عبارت است از : بررسی و (آشنایی با مفاهیم بازاریابی،بازرگانی،مدیریت بازار و شناخت کارآمد آنها و سپس برگزیدن یک موضوع درپیوند با آنها برای برگزاری سمیناری در این زمینه ها -روش پژوهش دربازاریابی-آشنایی با برنامه ها و راهکارها و راهبردهای (استراتژی های) موردنیاز در بازاریابی

چرا بخش نظری درس بسیار مهم است؟ به کوتاه سخن می توان گفت که بخش نظری همان باز بینی درس بازاریابی ومدیریت بازار) و درس مدیریت استراتژیک است.که از این راه آشنایی با مفاهیم یاد شده به دست می آید.برگزاری سمینار نیز پیوند محکمی با این مفاهیم دارد.چنانچه با مفاهیم این درسها آشنایی نداشته باشید برگزیدن یک موضوع بازاریابی و برگزاری سمینار آن و ( البته درک و فهم موضوع ودنبال کردن آن موضوع وپیوند دادن آن با مفاهیم بازاریابی وبازرگانی ومدیریت بازرگانی ) برای شما آسان نخواهد بود.

دراین باره آموزش های بایسته برسر کلاس درس انجام می شود.ولی درباره ی مفاهیم بازاریابی و بازار به تک تک دانشجویان سفارش بسیار می گردد که یک بار دیگر کتاب ( بازاریابی ومدیریت بازار ) با دقت مطالعه کرده وبا مفاهیم آن آشنایی مورد نیاز خود را فراهم آورند چونکه زمینه ی انجام یک سمینار درست وموفقیت آمیز داشتن دانش مفاهیم بازار وبازاریابی (بخش نظری) ودانستن راههای درست ارائه ی سمینار در کلاس است.وگرنه برای از آغاز با سردرگمی روبرو شده ودر گردآوری اطلاعات وروش ارائه ی گزارش خودبه دردسر افتاده و شاید با کسر نمره نیز روبرو شوند.

۲-بخش کاربردی (عملی) آن : کاربرد مفاهیم بخش نظری دریک مورد واقعی است.که این همان انجام یک پروژه ی کاربردی در باره ی موضوع هایی در زمینه ی کاربرد مفاهیم بازاریابی و بازار درباره ی یک موضوع است.که پایین تر به آن پرداخته ایم.

۳-سمینارچیست؟وچگونه برگزار می شود؟ سمینار همان سخنرانی درباره ی یک موضوع روزمره است که به شیوه های گوناگونی برگزار می گردد.از جمله ی این روش ها وشیوه ها : (سمینار با سخنرانی-سمینار با نمایش تصویر-سمینار با نمایش فیلم و ویدئو- سمینار با نمایش  وبرگزاری سخنرانی از راه اینترنت و از راه دور یا همان گفتگوی تصویری از راه دور-وسرانجام برگزاری سمینار با به کارگیری چند روش باهم سخنرانی ونمایش فیلم وتصویر ونگاشته های پروژه باهم  به گونه ی همزمان) می باشد.


ب-دربخش کاربردی باید یک ( پروژه ی کاربردی ) درباره ی مسائل بازاریابی برگزیده و انجام شود.

۱-بخش کاربردی آن : همان (برگزیدن موضوع و آغاز و انجام و برگزاری سمینار آن درکلاس درس) است.

۲-برگزیدن سرگفتار(موضوع) پروژه ی سمینار : برای برگزیدن یک گفتار در این درس می توان به موارد زیر پرداخت :

آنچه مهم است این است که دانشجویان باید بتوانند دانش و راه کارهای آن را در یک کسب وکار یا سازمان و شرکت برای رسیدن به هدف افزایش خذب خریدار و درآمد به کارگیرند.

الف-همه ی گفتارهایی که در کتاب های دانشگاهی (کارشناسی)خود در کتاب بازاریابی ومدیریت بازار و کتاب مدیریت استراتژیک -بازرگانی بین الملل - بازاریابی بین الملل - اقتصادخرد و همچنین از کتاب های دیگر مانند سیستم اطلاعات مدیریت و کارآفرینی و درس ایده آفرینی(خلاقیت)فراگرفته شده به خوبی می تواند به کار آیند و یا می تواند یکی از این گزینه ها باشد :

ب- بررسی (یک بازار - محصول- یک شرکت - نماد یا برند - بررسی رفتارخریداران یا فروشندگان) وبهره گیری از تکنیک های بازاریابی برای برطرف کردن چالش های آن.

پ- یک گفتار نوپدید در بازارمانند (جا اندازی یک برندنو رسیده در بازار- بازاریابی برای تلویزیون خصوصی-دانشگاه خصوصی-باشگاه ورزشی یا فرهنگی خصوصی و ...).

ت-بررسی یکی از موارد (عناصر)آمیخته ی بازاریابی(مجصول - مکان - قیمت - روش های گسترش فروش  و تبلیغات بازرگانی و ...)در باره ی یک کارخانه-کالا و ... .

ث-یا هر مورد دیگری که با گفتارهای( بازار و بازاریابی- خریداران-فروشندگان -بازرگانی بین المللی -واردات-صادرات و ...) پیوند داشته باشد.درباره ی این بخش در پایین بیشتر گفته ایم.

 ج-بررسی گفتارهای(کارکرد بازاریابی در مدیریت کسب وکار- ایده آفرینی در کسب وکار-نوآوری-مسئولیت اجتماعی در مدیریت کسب وکار-مدیریت دانش و کارکرد آن در بازاریابی.

گفتارهای (سرپرستی کسب وکار-کاربردفرهنگ مردم در کسب وکار-دگرگونی پذیری فرهنگ بومی - و... )وکارکرد آن در بازاریابی و بازرگانی.

چ- گزینه ها و گفتارهای دیگر(مالی-روانشناسی اجتماعی و بازاریابی-و ...)که در پیوند با رشته ی دانشگاهی " مدیریت بازرگانی " در مدیریت شرکت و جا اندازی  آن در بازارمی باشد.

انجام پروژه درسرگفتارهای زیر نمره ی ویژه ای  دریافت می نمایند :(البته نباید کم وکاست داشته باشند).

۱-بررسی مفهوم رفتارحریدار(مصرف کننده)در یک صنعت(موادغذایی - پوشاک - کالای خانه و ...) در شرایط گوناگون اقتصادی و کارکرد راه کارهای بازاریابی برای اثرگذای بر روی آن.

۲-بررسی خریدارمداری(مشتری مداری) در یک صنعت(مانند رستوران - بیمارستان - فروشگاه - و...) و کارکرد راه کارهای بازاریابی برای اثرگذای بر روی آن.

۳-بررسی روش ها و راهبردهای قیمت گذاری و راه کارهای بازاریابی برای اثرگذاری  بر روی خریداران برای فروش بیشتر.

۴-هوش هیجانی و کارکرد آن برروی کارکنان و خریداران برای جذب خریداران بیشتر و خریدارمداری و فروش بیشتر و... و همچنین به کارگیری راه کارهای بازاریابی برای اثرگذاری در بازار.

۵-دسته بندی های بازاریابی  و راه کارهای آن (همه ی دسته بندی های پیشین و نوین) در بازار و کارکرد هرکدام ر یک صنعت.

۶-بررسی مفهوم " آگهی های بازرگانی " و دسته بندی ها و روش ها و ابزارهای آن(دسته بندی های پیشین ونوین) و کارکرد هرکدام در صنعت ها و چگونگی انجام هر کدام از روش ها و ابزارها در بازار.

۷-آشنایی با کسب وکارهای توین در صنعت های پیشین(مدیریت کارآفرینی) و راهکارهای بازاریابی آن با به کارگیری نوآوری - ایده آفرینی(خلاقیت) - مدیریت دانش در سرپرستی کسب وکار.

۸-بررسی فرهنگ و بخش های آن و دسته بندی های آن(بانگاهی به فرهنگ استان ها و کشورها) و راه کارهای (اثرگذاری بر روی فرهنگ وفرهنگ بر بازار) برای بازاریابی و فروش بیشتر.

۹- بررسی "مفهوم پیشگرایی(رقابت) در بازار" وکارکرد(تاثیر) آن در سبک مدیریت کارخانه برای افزایش فروش و درآمد.

۱۰-بررسی کارکرد"دانش مدیریت بازرگانی "درمقایسه با دیگر دانش ها درمدیران بنگاه هاوکارخانه ها و کارکرد آن درکامیابی آنها در داشتن فروش و سهم بازاربالا در یک صنعت.

۱۱-بررسی کارکرد بازاریابی با تکنیک "مناسبت های باستانی و مذهبی" در میزان خرید خانوارها در یک صنعت ویژه.

۱۲-بررسی "مفهوم پخش و توزیع کالا" در چرخه ی بازاریابی و فروش کالا.

۱۳-بررسی کارکرد " آموزش کارکنان بخش فروش و بازاریابی " برای گیرایی (جذب) خریداربیشتر و وفاداری و ماندگاری آنها در خرید از ما.

۱۴-بررسی مفهوم سبک های مدیریت نوین در مدیریت کارخانه ها و میزان کارکرد آنها در برطرف کردن چالش ها بازار و فروش.

۱۵-بررسی کارکرد چینش(دکوراسیون) در فروشگاه و  سازمان ها در گیرایی (جذب)خریداران و افزایش فروش.

۱۶-بررسی "دسته بندی های قصدخرید در خریداران" برای خریدکردن در بازارهای گوناگون.

۱۷-بررسی نیروهای اثرگذار در تصمیم سازی برای خرید در خانوارهای ( سنتی و صنعتی).در بازارهای گوناگون.

۱۸-بررسی کارکرد آگهی های بازرگانی تلویزیونی (درون کشور و برون کشور)در رفتارخریدار در بازارهای گوناگون.

۱۹-بررسی "کارکرد شایستگی(کیفیت)کالاها و خدمات" برای تصمیم سازی خانوارها و شرکتها در خرید از یک صنعت.

۲۰-بررسی کارکرد "خدمات پس از فروش شرکت ها" بر روی آوری خریداران به خرید از شرکت.

۲۱-بررسی صنعت بسته بندی و صنایع وابسته و پیرامون آن و کارکرد آن در بازاریابی و فروش بیشتر(با نگاهی به بازارهای درون کشور وبیرون کشور).

۲۲-بررسی (موسیقی وآوازخوانی و شعرخوانی) در (فروشگاه-رستوران-هتل-کافی شاپ-و...) وکارکرد آن در اقزایش فروش و سهم بازار.

۲۳-بررسی مفهوم بازرگانی رایانه ای(تجارت الکترونیک) و امکان سنجی آن برای یک صنعت و کارکرد آن در افزایش فروش وسهم بازار.

۲۴-بررسی بانکداری رایانه ای(الکترونیک)دربانکهای دولتی و خصوصی و کارکرد آن در راهبردهای بازاریابی و فروش بیشتر.

۲۵-بررسی رابطه‎ی میان (هوش رقابتی و اثربخشی استراتژی‎های بازاریابی) میان بانک‎های دولتی و خصوصی .

۲۶-

- ارائه مدلی جهت کسب وفاداری مشتری با استفاده از مدیریت دانش مشتری در صنعت بانکداری کشور (بانک‌های خصوصی).

 

 بررسی پیوند میان هوش پیشگرایی(هوش رقابتی) و اثربخشی راهبردهای بازاریابی در بانک‎های دولتی و خصوصی.

 

-بررسی مفهوم سنجش اندیشه ی راهبردی(تفکر استراتژیک) در مدیران سازمان ها و کارکرد آن در بازاریابی و افزایش سهم بازار و فروش شرکت.

-بررسی مفهوم آمیخته‎های بازاریابی و کارکرد آن بر ارزش نام و نشان تجاری شرکت ها.

 

-بررسی مفهوم شناسایی نیروهای اثرگذار بر مزیت رقابتی پایدار در خدمات در بانک ها و دیگر سازمانها از دیدگاه های گوناگون.

-بررسی مفهوم راهبردهای کسب وکار در شرکت های کوچک و متوسط و کارکرد آن در  سهم بازار درون کشور و بیرون کشور.

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم مهر 1392ساعت 7:22  توسط پروری نژاد  | 

 

 

 «‌آیا کارکنان‌، مشتریان و مراجعین، به شما به‌عنوان یک مدیر این اعتماد را دارند که نگذارید در دریای مشکلات غرق شوند و به کمک‌شان بشتابید‌؟» اگر می‌خواهید دیگران به شما اعتماد کنند، ‌توصیه‌‌های زیر را رعایت کنید‌:

 

 - به تعهدها و قول‌های خود پای‌بند باشید‌: اگر شک دارید که نمی‌توانید به قول‌تان عمل کنید، هیچ‌گاه قول ندهید. اگر اعتماد از بین رفت، دیگر باز‌نمی‌گردد‌.

 

- خوب گوش کنید‌: افراد به کسانی اعتماد می‌کنند که آنان را درک کنند‌.

 

- رازدار باشید‌: اگر می‌خواهید اعتماد را در قلب کسی نابود کنید، اطلاعات محرمانه و اسرار‌ او را فاش کنید‌.

 

- در دسترس باشید‌: وقتی مدیران همیشه در دسترس کارکنان باشند، اعتماد شکل می‌گیرد‌. سازمان‌های موفق و برتر همواره دارای مدیرانی دلسوز و دست‌یافتنی هستند‌.

 

- احترام بگذارید‌: افراد مؤدب از طریق توجه به علایق و نیازهای دیگران و ارضای آن‌ها، فضایی توأم با اعتماد به‌وجود می‌آورند‌.

 

- منصف باشید‌: مردم و کارکنان دوست دارند با کسانی کار کنند که رفتاری قابل پیش‌بینی داشته باشند و در تصمیم‌گیری و رفتارشان، عدالت را رعایت کنند‌.

 

- مشارکت کنید و همواره به‌دنبال کمک به دیگران باشید‌: همکاری شما در شرایط دشوار، نشان‌دهنده‌ی علاقه‌تان به کمک به دیگران است‌.

 

- بهانه‌تراشی و ملامت نکنید‌: اگر خطایی کردید، صادق باشید و آن‌را بپذیرید‌. از ملامت دیگران خودداری کنید‌. توجیه‌، بهانه‌تراشی و سرزنش کردن دیگران، اعتبار شخص را کاهش داده و اعتماد را از بین می‌برد‌.

 

- پاسخ‌گو باشید‌: در مورد اعمال‌تان پاسخ‌گو و مسؤولیت‌پذیر باشید‌. وقتی افراد در قبال اعمال‌شان پاسخ‌گو نباشند، دیگر به آنان اطمینان نمی‌کنند که بتوانند پاسخ‌های روشن و صحیح دریافت کنند‌. یک سازمان یا فرد به شرطی رشد می‌کند که در قبال اعمال خود پاسخ‌گو باش

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم مهر 1392ساعت 8:21  توسط پروری نژاد  | 

 

           
در روش یکنواخت سالیانه (EUAC/EUAB) یا Equivalent Uniform Annual Cost / Benefit، درآمدها و هزینه ها را به دریافت ها و پرداخت های یکنواخت سالیانه تبدیل کرده و تحت عنوان درآمد یکنواخت سالیانه و یا هزینه یکنواخت سالیانه نام گذاری می کنیم. در این روش نیازی به یکسان کردن عمر پروژه ها نیست.
اگر EUAC>0 باشد پروژه اقتصادی است و اگر EUAC<0 باشد پروژه غیر اقتصادی است.
  • در این روش نیاز نیست عمر ها برابر باشند.
  • در این روش هر چه فلش در دیاگرام جریان نقدی داشته باشیم به فلشهای سالیانه تبدیل می کنیم.
  • در حالت یک پروژه ای اگر EUAC>=0 باشد پروژه اقتصادی است و اگر EUAC<0 باشد پروژه غیراقتصادی است.
نكته: مزيت اين روش اين است كه لازم نيست عمر دو پروژه برابر شوند.
+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1392ساعت 8:46  توسط پروری نژاد  | 

یک متخصص آب برای تامین آب یک شهر دو سیستم را ارائه می کند. اول ایجاد یک سد، با هزینه اولیه 8 میلیون و هزینه سالیانه 25000 واحد پولی. ( این سد دارای عمر نامحدود خواهد بود). دوم، حفر چاههای عمیق و انتقال آب به شهر به وسیله لوله. این متخصص پیش بینی می کند که 10 چاه برای تامین آب شهر مورد نیاز باشد هزینه اولیه هر چاه 45000 واحد پولی خواهد بود که شامل لوله کشی نیز می شود. عمر هر چاه 5 سال در نظر گرفته شده و هزینه سالیانه هر چاه 5000 واحد پولی خواهد بود. اگر حداقل نرخ جذب کننده را 5% در نظر بگیریم ، کدام پروژه را انتخاب می کنید؟
حل: اگر چه عمر هر چاه 5 سال در نظر گرفته شده ولی چون شهر تا زمان نامحدود به آب نیاز دارد پس هر 5 سال یکبار 10 چاه حفر شود. هزینه یکنواخت سالیانه ده چاه با توجه به سرمایه گذاری اولیه و هزینه سالیانه آنها عبارت است از:
EUAC=45000(10)(A/P,%5,5)+5000(10)=153941
چاهها

بدیهی است که مقدار حاصله، هزینه سالیانه 10 چاه تا بی نهایت است و می توان از رابطه ارزش فعلی را بدست آورد:


PW=153941/5%=3078820

چاهها

ارزش فعلی هزینه های ایجاد سد عبارت است از



PW= 8000000+ 25000/5%
سد

8500000 = PW
سد
از آنجا که (PW سد PW< چاهها.) می باشد، حفر 10 چاه در هر 5 سال یکبار اقتصادی تر می باشد. محاسبه ارزش فعلی چاهها از طریق زیر نیز امکان پذیر است:


PW=(450000(a/F,5%,5)+50000)/5%+450000=3078820

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1392ساعت 8:39  توسط پروری نژاد  | 

 

بیماری هلندی یا (Dutch Disease)، که به دلیل اینکه اولین بار این بیماری برای کشور هلند در سال ۱۹۶۰ رخ داد بدین نام شهرت یافته موضوعی شناخته شده ای در اقتصاد جهان است که گریبان بسیاری از کشورها خصوصا کشورهای با اقتصاد تک محصولی را در صد سال اخیر به انحا مختلف گرفته است.
در این بیماری , کشور با اقتصاد تک محصولی ( مثلا نفت) در اثر سیاست غلط اقتصادی و مالی و احتماعی و فرهنگی دولت ، هنگامی که ، ارز ناشی از افزایش قیمت تک محصولش افزایش می یابد چون در جهت تقویت زیرساخت ها مصرف نمیکند , و در عوض صرف هزینه های تبلیغی و اوفینای دیگر خود میکند بنابراین در نهایت بودجه ای برایش باقی نمی ماند که بتواند برای تقویت زیرساخت های لازم – حتی برای برقرار ماندن آن تک محصول اقتصادی (مثلا تاسیسات استخراج نفتی ) اقدامی صورت دهد . در اینصورت است که در اثر این بی توجهی و سرمایه گذاری نامناسب درآمدهای حاصل از تک محصول خود ( مثلا نفت) ، زیرساخت های استخراج و پالایش نفت فرسوده می شوند و اثر این امر هنگامی که قیمت نفت در بازارهای جهانی دوباره بالا می رود به خوبی خود را نشان میدهد …. نتیجه کشوری خواهد بود کاملا وابسته به صادرات تک محصولی که به علت فرسودگی و عقب ماندگی زیرساخت هایش، دیگر قادر به تولید و صادرات بهینه و به میزان لازم آن تک محصول استراتژیک نیست …. و بعد مجبور میشود به هر گربه و موشی حاج عمو بگوید !!
اولین تشخیص ورود بیماری هلندی به اقتصاد ایران، به زمان شاه بر می گردد. در سال ۱۳۵۳، در اثر جنگ اعراب و اسراییل ، اعراب فروش نفت به اروپا و آمریکا را به علت حمایت آنان از رژیم صهیونیستی قطع کردند و در اثر کاهش شدید نفت در بازار جهانی قیمت آن به یکباره چهار برابر شد . در این سال تحت تاثیر چهار برابر شدن قیمت نفت، بودجه عمومی کشور به دو برابر افزایش یافت. دولت پهلوی در آن زمان با طرح شعار آموزش رایگان و کاهش قیمت کالاهای اساسی، انتظارات عمومی را افزایش داد. بدون اینکه زیر ساختهای اقتصادی کشور را تقویت کند . اما به دلیل رشد واردات و کاهش سطح تولیدات داخلی همزمان با کاهش ۱۴ درصدی درآمدهای نفتی در فاصله سالهای ۱۳۵۵ تا ۱۳۵۷، دوره ای از رکود اقتصادی آغاز شد و به دلیل افزایش نقدینگی، نرخ تورم سالانه کشور تا سال ۱۳۵۷ به طور متوسط به ۳۵ درصد رسید. این در حالی بود که دولت در آن زمان خود را متعهد به صرف هزینه های هنگفت عمومی کرده بود و کاهش درآمدهای نفتی به دلیل کاهش قیمت نفت سبب کاهش توانایی عملی دولت در پاسخ به مطالبات عمومی شد. تحلیلگران مسائل اقتصاد سیاسی بر این باورند که رشد بیش از حد مصارف ارزی دولت از محل فروش نفت در این دو سال اخیر بار دیگر شرایط را برای گسترش بیماری هلندی در اقتصاد ایران فراهم کرده است.
و اما این عارضه چیست؟ اگر به زبان خیلی ساده شرح دهیم، این عارضه زمانی رخ می دهد که درآمد یک کشور بر اثر عوامل فصلی به صورت ناگهانی افزایش میابد و متولیان اقتصاد کلان (دولت) هم با تصور دائمی بودن این درآمد آن را در جامعه تزریق می کنند. تا اینجای کار اتفاق خاصی نیافتاده است. درآمد کشور زیاد شده و پول هم به جامعه منتقل شده است.

در اقتصاد اصلی وجود دارد که برای درک آن احتیاجی نیست اقتصاد خوانده باشید و آن هم این است که که با افزایش درآمد، تقاضا هم افزایش پیدا می کند. اگر این افزایش تقاضا به صورت ناگهانی انجام شود، عرضه جوابگوی آن نخواهد بود و تعادل عرضه و تقاضا بر هم می خورد، در نتیجه قیمت ها افزایش میابد (این اصل به قدری بدیهی به نظر می رسد که اگر یک دانشجوی اقتصاد بگوید در دانشگاه چنین چیزی را خوانده است احتمالا مسخره اش می کنند که این همه زحمت کشیدی رفتی دانشگاه همچین چیزی بخوانی؟ ولی اگر همین اصل ظاهرا بدیهی درست درک می شد کشور های جنوب شرقی آسیا در دهه ۹۰ میلادی با آن بحران اقتصادی وحشتناک روبرو نمی شدند و امثال ماهاتیر محمد مالزیایی برای توجیه حماقتشان مجبور نبودند آدرس عوضی بدهند و بی جهت کشورهای غربی و سرمایه داران آمریکایی را مقصر آن بحران معرفی کنند… بگذریم.).

تا اینجا هم عارضه خاصی حادث نشده است، (حتی این اتفاق می تواند در طولانی مدت برای اقتصاد کشور مفید هم باشد) در یک روند طبیعی قیمت ها تا سقفی بالا می روند و با یک تاخیر زمانی تولید افزایش پیدا می کند و در نهایت پس از مدتی عرضه و تقاضا به تعادل قبل بر می گردند. اما مشکل از زمانی رخ می دهد که دولت به عنوان متولی اقتصاد کلان وارد کارزار می شود و سعی می کند به طور مصنوعی و از طریقی غیر از افزایش تولید قیمت ها را پایین نگه دارد. برای درک بهتر، شرایط حال حاضر کشور خودمان را در نظر بگرید.

دولت مهرورز که با وعده افزایش رفاه بر سرکار آمده بود و اتفاقا در زمانی که درآمدهای نفتی هم افزایش چشمگیری داشت و دولت قبلی ذخایر ارزی خوبی را باقی گذاشته بود زمام امور کشور را در دست گرفت و با نوشتن بودجه ای رویایی در همان سال اول علیرغم بالا بودن درآمدهای نفتی، دچار کسر بودجه شد و به بهانه های مختلف از ذخایر ارزی خرج کرد و با قوانین جالبی همچون افزایش حداقل حقوق باعث گران شدن عوامل تولید و در نتیجه گران شدن کالا های مصرفی شد و برای مبارزه با این افزایش قیمت ها (که مقصر اصلی آن خود دولت است) متوسل به بگیر و ببند و در مورد کالاهایی همچون لبنیات و واردات سایر کالاها شد و به این وسیله به طور مصنوعی بدون اینکه تولید افزایش یافته باشد تقاضای افزایش یافته را پاسخ داد و به خیال خود تورم را مهار کرده است.

یک ناظر بیرونی احتمالا اشکالی به این کار دولت محترم نمی بیند به هر حال از فشار قیمت بر مصرف کنندگان کاسته شده است. اشکال این قضیه چیست؟ چرا به این کار بیماری هلندی می گویند؟

بیماری هلندی دقیقا از همینجا شروع می شود. هنگامی که دولت متوسل به واردات کالاهای مصرفی ارزان می شود تا قیمت ها را مهار کند در حالی که صنایع داخلی مجبورند با عوامل تولید گران کالای گران را تولید و به قیمت ارزان بفروشند. نکته اینجاست که این سیاست نمی تواند جلوی تورم را بگیرد. بلکه آن را به بخش های دیگر اقتصادی منتقل می کند. به عنوان مثال می توان با واردات کالاهایی نظیر سیب، پرتقال، سیب زمینی، پیاز، تیرآهن و … قیمت این کالا ها را پایین نگه داشت ولی برخی کالا ها مانند زمین و مسکن قابل وارد کردن نیستند و افزایش قیمت این کالا ها نمی شود با واردات مهار کرد. در نتیجه قیمت این قبیل کالا ها به رشد خود ادامه می دهند. از طرفی سرمایه گذاری جدید در آن بخش های صنعتی که با واردات قیمت شان مهار شده انجام نمی شود و سرمایه ها به سمت کالاهایی مثل زمین و مسکن هدایت می شود. در نتیجه این امر تقاضای کاذبی برای این کالا ایجاد شده و قیمت آن ها با سرعت بیشتر و به صورت غیر طبیعی و باور نکردنی رشد می کند .
عوارض این مشکل متاسفانه به همینجا ختم نمی شود. به محض اینکه فصل افزایش درآمد خاتمه پیدا کند و دولت پولی نداشته باشد که با آن واردات ارزان را انجام دهد، افزایش قیمت در بخش هایی که تا آن زمان به صورت مصنوعی قیمت پایینی داشتند با سرعتی فزاینده رخ خواهد داد.۰ بیچاره دولت بعدی که با این پدیده وحشتناک مواجه میشود و باید جواب تمام ندانم کاریهای دیگران را یکجا بدهد!) از آنجا که صنایع داخلی هم در اثر همان سیاست های گذشته فلج شده اند دیگر توان پاسخگویی به تقاضا های جدید را ندارند و … ادامه اش را خودتان می توانید تصور کنید.
بقول معروق تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل
البته هلند این شانس را داشت که در زمانی به این مشکل گرفتار شد که سایه کمونیست شرق اروپا را فراگرفته بود و کشورهای غربی برای اینکه مبادا هلند هم در دامن کمونیست ها بیافتد کمک ها ی بی دریغی را به این کشور کردند, با این وجود و با این دوپینگ چند سالی طول کشید تا اقتصاد این کشور بتواند کمر راست کند….
درباره کشوری مثل ایران و با شرایط کنونی جهان و تحریم ها و پافشاری بر یک پا داشتن مرغ معلوم نیست این عارضه چه بلایی را بر کشور ما تحمیل خواهد کرد…

و اما راه درمان بیماری هلندی چیست؟
نروژی‌ها از بلا‌یی که بر سر هلندی‌ها آمد، درس گرفتند و با تاسیس صندوق ذخیره ارزی‌، به جای اینکه درآمدهای حاصل از صادرات نفت خام را در بودجه‌های سالا‌نه ریخته و بودجه را آلوده کنند‌، آن را به این صندوق فروختند و به بیماری هلندی دچار نشدند‌. صندوق یاد شده چند کاربرد عمده دارد: اول اینکه درآمد حاصل از ثروت ملی یک کشور را از نظر زمانی و توزیع بین نسلی‌، به شکلی مناسب مدیریت می‌کند تا نسل‌های بعد، احساس زیان نکنند. دوم اینکه این صندوق در تثبیت نرخ ارز و جلوگیری از شوک‌های ناشی از نوسان نرخ ارز و یا میزان ارز در یک کشور تاثیر بسیار کارآمدی دارند‌. سوم، با ایجاد موانع شدید قانونی، دست دولت از این ثروت بادآورده کوتاه شده و دولت صرفا به کارایی اقتصادی بخش خصوصی و مالیاتی که از این بخش دریافت می‌دارد، بسنده کرده و علا‌وه بر اینکه به دولتی پاسخگو و کوچک و با تمرکز حداقلی تبدیل می‌شود، تمام تلا‌ش خود را برای ایجاد زمینه‌های موفقیت بخش خصوصی ایجاد کرده و خود را بعنوان رقیب بخش خصوصی در نظر نمی‌گیرد. و در آخر اینکه این صندوق سبب کسب اعتبار جهانی برای کشور مورد نظر شده و مسبب ورود سرمایه گذاران خارجی به آن کشور می‌شود.(اگر سیاست نروژ را در نظر بگیریم که منابع حاصل از این صندوق را صرفا در کشورهای دیگر سرمایه گذاری می‌کند، این اعتبار آفرینی و قدرت چانه زنی کشور در عرصه جهانی چندین برابر می گردد.) البته تاسیس این صندوق پیش نیازهایی دارد، که اگر مهیا نشوند، این صندوق نمی‌تواند به وظایف اصلی خود عمل نماید.از جمله اینکه لا‌زم است تا ساختار سیاسی کشور به گونه‌ای نهادینه شده و سیستماتیک، دستش از این صندوق برای مصرف آن در داخل، کوتاه باشد و نیز لا‌زم است، شفافیت کامل از نظر دخل و خرج در مدیریت صندوق وجود داشته باشد به گونه‌ای که هم‌اکنون مدیریت این صندوق در نروژ با شفافیت کامل عمل می‌کند. به طوری که هر شهروند نروژی می‌تواند هر لحظه از جریان فعالیت‌های این صندوق آگاه شود.
دلیل اینکه به پدیده بیماری هلندی تا این اندازه توجه شده است این است که روند تعدیل اقتصادی درشرایط رونق صادراتی، موقعیکه این رونق پایان می پذیرد، درجهت معکوس عمل نمی کند. گسترش مجدد بخش غیرنفتی و قابل تجارت درصورتیکه بازار سرمایه و زیربناها تخریب شده باشند، بامشکل مواجه است. ورود به بازارهای صادراتی نیز مشکل خواهد بود، زیرا مابقی کشورها تا آن زمان بازارهای رها شده در دوران رونق رابه تسخیر خود درآورده اند. دراین صورت، از آنجائیکه رونق ناشی از عواید حاصل از صادرات احتمالاً درآینده نزدیک به پایان خواهد رسید، اتخاذ سیاستهای اقتصادی بمنظور حمایت ازبخش تولید در برابر اثرات مضر دوران رونق کار معقول خواهد بود. درواقع درمان بیماری هلندی به پیش گیری یا معکوس کردن افزایش ارزش واقعی پول رایج وابسته است. این امر مستلزم تضعیف پول رایج ، همراه با مازادهای بودجه دولت به همراه خود داری شدید بانک مرکزی از ایجاد پول است، که هر دو باعث مهار تورم می شوند. دولت نیاز به مقاومت دربرابر تقاضای درحال گسترش و پس انداز کردن درآمدهای تازه به دست آورده دارد تا زمان کافی برای برنامه ریزی معقولانه داشته باشد و طرحهای با درآمد بالا را شناسایی نماید.
این سیاست سرمایه گذاری همراه با دو چیز است. اول اینکه دراثر این سیاستها درآمدهای بادآورده صادراتی برای بودجه بندی صحیح برای توسعه درازمدت کنترل می شود و دوم اینکه دولت ازطریق به تاخیر انداختن مخارج جدید خود به طور ضد دورانی ( Countercyclically ) عمل میکند. یعنی در خلال بیشترین دوره تورمی رونق صادرات ازطریق خرج کردن کمتر درآمدهای بادآورده و برعکس آن یعنی خرج کردن بیشتر زمانی که رونق اقتصادی کم رنگ شده است، به تثبیت اقتصادی کمک میکند.
همچنین سیاستگزاران در درمان بیماری هلندی این نکته را نیز باید درنظر داشته باشند که آیا ثروت تازه کشف شده موقتی است یا دائم؟ درکشورهایی که انتظار میرود منابع جدید کشف شده سریعاً پایان می پذیرد، و منابع کمکی جدید موقتی و سودهای تجاری ناشی از آن گذرا می باشند، می بایستی سیاستگزاران سعی کنند تا ازطریق مداخلات ارزی، ازبخشهای آسیب پذیر حمایت کنند. درکشورهایی که احتمالاً ثروت تازه کشف شده آنها اتمام ناپذیراست، سیاستگزاران لازم است تا تغییرات ساختاری اجتناب ناپذیری را دراقتصاد مدیریت کنند تا از ثبات اقتصادی اطمینان یابند. آنها ممکن است قدمهایی درجهت افزایش بهره وری دربخش کالاهای مبادله نشدنی بردارند و احتمالاً این کار را ازطریق خصوصی سازی و تجدید ساختار انجام دهند و درعین حال برای آموزش نیروی کار سرمایه گذاری کنند. همچنین ممکن است سعی کنند تا به منظور کاهش وابستگی در بخش درحال رونق، صادرات را تنوع بخشند و آنها را درمقابل شوکهای خارجی ازقبیل افت ناگهانی درقیمتهای کالا، کمتر آسیب پذیر سازند.

راه پیشگیری از بیماری هلندی :

همانطور که گفتیم تورم مهارنشدنی ، ناکارآمدی در تخصیص منابع ارزی و رفتار مصرفی خاص بیماری هلندی، خود را به اقتصاد هلند تحمیل کرد. بعدها نروژیها از این اتفاق درس گرفتند و با ایجاد صندوق ذخیره ارزی نفت، به جای اینکه درآمدهای حاصل از صادرات نفت خام در بودجه‌های سالانه محاسبه نمایند، آن را به این صندوق ریخته و به بیماری هلندی دچار نشدند.
بانک جهانی درسالهای اخیر به دولت های صادرکننده نفت که دارای صندوق ذخیره ارزی می باشند توصیه هایی میکند، اول اینکه درآمد حاصل از ثروت ملی یک کشور را ازنظر زمانی و توزیع بین نسلی، به شکلی مناسب مدیریت کنند که آنها احساس زیان نکنند. دوم اینکه این صندوق ها در تثبیت نرخ ارز و جلوگیری از شوک های ناشی ازنوسان نرخ ارز و یا میزان ارز دریک کشور کارآمدی داشته باشند. بانک جهانی به کشورهایی که این صندوق ها را تاسیس کرده اند همچنین توصیه میکند که باید شفافیت کامل ازنظر دخل وخرج درمدیریت صندوق ها وجود داشته باشد به گونه ای که هم اکنون مدیریت این صندوق در نروژ با شفافیت کامل عمل می کند. به طوری که هرشهروند نروژی میتواند هر لحظه ازجریان فعالیت های این صندوق آگاه شود. ازنکات مهمی که درباره صندوق ذخیره ارزی می توان گفت، انتقاد برخی کارشناسان از این بود که چرا پول نفت را باید درصندوق حبس کرد و از آن استفاده ای نکرد؛ چراکه وجود منابع قابل دسترسی در این صندوق ها، مدیران صنعتی، مدیران سیاسی و دیگر گروه های ذینفع را به طمع می اندازد تا درشرایط خاص از آنها استفاده کنند. فشارهای یادشده موجب شد که درنروژ منابع دراختیار دولت نباشد به طوریکه اگر دولت بخواهد ازمنابع صندوق استفاده کند باید دلایل اقتصادی ارائه کند و این طور نیست که دولت نروژ هرلحظه که بخواهد ازمنابع صندوق استفاده کند. بانک جهانی به دلیل مدیریت مناسب این صندوق درکشور نروژ به کشورهای دارنده صندوق همیشه توصیه میکند که از مدل نروژ استفاده کنند. نکته قابل توجه این است که صندوق ذخیره ارز نفت در نروژ اصولاً به بودجه وصل نشده است و دولت نمیتواند ازمنابع آن برای مصارف بودجه، رقمی را پیش بینی کند.
دشواریهای احتمالی دراین صندوق وجود دارد. فساد مهمترین عامل تهدید کننده منابع این صندوق است و اگر این صندوق براساس سلیقه های شخصی مدیریت شود، میتواند فساد آفرین باشد. فساد اداری درمدیریت صندوق ذخیره ارزی مساله ای است که نباید به آن بی اعتنا بود برهمین اساس برای جلوگیری از فساد درصندوق ذخیره نفتی علاوه بر این که بانک جهانی تلاش میکند علاوه بر صندوق بین المللی پول سازمان ها و تشکل های مدنی غیردولتی نیز برای عملکرد دولت ها در اداره این صندوق نظارت داشته باشند تا منابع این صندوق که ثروت ملی محسوب میشود به درستی مصرف گردد…..
البته من شخصا زیاد با طناب بانک جهانی به چاه رفتن را توصیه نمیکنم بهتر است وقتی خدا به هر کس چشم و عقل داده , از اینها استفاده کند , بهتر است هر کشوری موقعیت خود را در آرامش و مردمسالاری و جو مشارکت و دوستی بخوبی بشناسد و با توجه به اطلاعات بومی و مردمی برای خود تصمیم مقتضی را بگیرد , البته از تجربه دیگران استفاده کردن نه تنها منعی ندارد بلکه لازم و ضروری نیز هست.

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1392ساعت 9:21  توسط پروری نژاد  | 

کارتل . تراست . هلدینگ . کنسرسیوم

 

              1- کارتل: عبارت است از توافق چند سازمان که فعالیت مشترکی را انجام می دهند و دربرخی از   زمینه ها با یکدیگربه توافق می رسند، ولی دربقیه زمینه ها آزادی کامل دارند.

(میزان تولید، قیمت عرضه، قیمت خرید، میزان خرید و... از زمینه های توافقی بین آنهاست. مثال کارتل اُپک -کشور های تولیدکننده نفت- است. در رسانه ها هم ممکن است این اتفاق بیفتدکه چندشرکت رسانه ای یاکمپانی تولیدفیلم باتشکیل کارتل به فعالیت بپردازند.  

2- تراست: Trust به نوعی از توافق اطلاق می شود که اعضا شخصیت حقوقی خود را از دست داده و کاملا تابع هسته مرکزی خود می شوند، بنابراین در تراست اعضا جای هیچ مانوری نداشته و "تصمیم گیرنده" شرکت مادر خواهد بود.

تراست یعنی قیم، یعنی شرکت های کوچک سرپرستی خود را به شرکت بزرگی واگذار می کنند و آن شرکت بزرگ قیم این شرکت های کوچک است. درتراست ها ممکن است زمینه فعالیت مشترک یا مکمل یکدیگر باشند، بر خلاف کارتل که نوعاً زمینه فعالیت مشترک است واشتراک افقی است، مانند بنیاد مستضعفان.

تفاوت میان کارتل و تراست:

- کارتل بیشتر به منفعت های اقتصادی می اندیشد، اما تراست به منافع سیاسی نیز نظردارد.

- حیطه فعالیت کارتل بین المللی است، اما فعالیت تراست ها دربازارهای محدود معنا دارد.

- در کارتل زمینه فعالیت مشترک است؛ یعنی همه در یک زمینه فعالیت می کنند، اما

درتراست زمینه فعالیت ممکن است مشترک یا مکمل باشد.

اگرهدف کارتل یا تراست ها هدایت تولید و پایین آوردن هزینه ها باشد، مفید است چرا که موجب عمومی شدن استفاده از تولیدات می شود. اما انحصار و محدود شدن ثروت در دست عده ای اندک از معایب آن است که اگر این عده قصد سوء استفاده داشته باشند به راحتی ممکن خواهدبود که نوعاً به این سمت گرایش داشته اند.

3. هلدینگ، شرکت مادری است که بقیه شرکت ها را زیر پوشش خودش قرار می دهد. سازمان های بزرگ مالی هستند که با قبضه کردن سهام شرکت ها و سازمان های دیگر به صورت مرضی الطرفین یا به جبر تشکیل می شوند و از نظر حقوقی تمامی اختیارات شرکت های عضو را به عهده می گیرند، مانند بنیاد راکفلر.

تفاوت میان هلدینگ و تراست:

درتراست همه سهام شرکت ها به شرکت مادر واگذار می شود، اما در هلدینگ بخشی از سهام شرکت ها به تملیک شرکت یا سازمان بزرگ درمی آید.

4 .کنسرسیوم: نوعی از توافق سازمان یافته است که اعضا در یک بازار یا منطقه خاص به توافق می رسند و یک شرکت ثالثی را تشکیل می دهند، اما در بقیه مناطق با یکدیگر رقابت می کنند. امروزه در موضوعات ارتباطی و رسانه های مانند کتاب، تلویزیون و روزنامه ها نیز به این مشارکت ها توجه نشان داده اند.

نظر دهید

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم اسفند 1391ساعت 7:32  توسط پروری نژاد  | 

مکان مرکزی بازار فارکس کجاست؟

برعکس بازارهای سهام که مکان فیزیکی مشخصی دارند معاملات در بازار جهانی ارز در مکان خاصی متمرکز نشده است. بازار فارکس یک بازار بین بانکی می باشد که در حقیقت معاملات بین طرفین از طریق تلفن یا شبکه الکترونیکی (SWIFT or Internet)هدایت و کنترل میشود. البته شبکه سوئیفت توسط بانکها مورد استفاده قرار می گیرد. در واقع زبان مشترک بانکداری بین المللی شبکه سوئیفت می باشد.

چه کسانی در بازار فارکس شرکت میکنند؟

بازار فارکس یک بازار بین بانکی نامیده میشود به این دلیل که بازیگر کهنه این بازار ،بانکها اعم از(تجاری- مرکزی و سرمایه گذاری) بوده اند.اما در حال حاضربازیگران این بازار علاوه بر بانکها شرکتهای چند ملیتی- تاجران- شرکتهای بیمه- شرکتهای صادرات و واردات- صندوقهای بازنشستگی- سفته بازان- کارگزاران و اشخاص حقیقی هستند.

چه زمانی بازار فارکس گشایش می یابد؟

این بازار ۲۴ ساعته بوده که با با بازگشایی هر یک از مراکز مالی در جهان شروع به فعالیت می کند به طوری که معاملات ارزی در طول شبانه روزتنها با یک تلفن یا با استفاده ازشبکه اینترنت امکان پذیر است.
سیکل بازگشایی مراکز مالی جهان بدین ترتیب می باشد : نیوزلند- سیدنی- توکیو- هنگ کنگ- سنگاپور- بحرین- فرانکفورت- زوریخ- پاریس – لندن- نیویورک- شیکاگو و لس انجلس . اما بزرگترین و مهمترین مرکز مالی بازار جهانی ارز همانا لندن است . بعد از لندن بازارهای ارزی نیویورک وتوکیو قرار دارند در سایر مراکز مالی معاملات کوچکتری صورت می گیرد.
بنابراین بر خلاف سایر بازارهای مالی جهان معامله گران بازار می توانند ۲۴ ساعته از هر گونه حوادث سیاسی- اقتصادی واجتماعی که باعث نوسان در این بازار میشود استفاده کنند.

 

مزایای فارکس

 

ویژگیهای خاص این بازار:

این بازار دارای ویژگیهای خاص می باشد که در سراسر دنیا به شدت توجه سرمایه داران و فعالان بازارهای مالی را به خود جلب کرده است که در زیر به اختصار به توضیح آنها می پردازیم:

 

- 24 ساعته بودن بازار:

این یکی از ویژگیهای منحصر به فرد بازار فارکس می باشد . در واقع می توان گفت : به دلیل به هم پیوستن شبکه بانکی تمام جهان و با توجه به گسترش ارتباطات الکترونیکی به صورت 24 ساعته و بدون وقفه از ابتدا تا انتهای هفته امکان دسترسی وجود دارد. لذا این بازار بدون گپ بوده و سرمایه گذار می تواند طی

داشتن نظارت 24 ساعته بر بازار و قیمتها با در اختیار داشتن یک فرصت 24 ساعته جهت معامله اقدام به اعمال استراتژی های لازم درهر وقتی از شبانه روز بپردازد.

 

- مارجين:

معمولا تجارت ارزهای خارجی با یک درصد مارجین در دسترس است. بدان معنا که تریدر می تواند پوزیشنی به ارزش یک میلیون دلار را با داشتن تنها 10 هزار دلار آمریکا در حسابش کنترل کند که در مورد مارجین های فیوچر این موضوع فرق می کند

 

. - نقد بودن بازار:

این ویژگی از ویژگی های منحصر به فرد این بازار محسوب شده و به این معنی است که این بازار کاملا روان بوده و مشتری همیشه حضور دارد. در واقع سرمایه گذار مطابق بر این ویژگی می تواند ضمن انجام معامله در هر لحظه که بخواهد بتواند با شکار موقعیتها بهترین استفاده ممکن از شرایط بازار را ببرد.

 

- مديريت ريسك:

امروزه مطالعات بسیار گسترده ای توسط سرمایه گذاران جهت برآورد ریسک هر معامله صورت می پذیرد در بازار فارکس با کمک دو ویژگی قبلی سرمایه گذار می تواند قبل از انجام هر معامله ریسک آن را دقیقا بداند و پس از پشت سر گذاشتن فرایند مربوط به آنالیز ریسک در صورت صلاحدید اقدام به معا مله نماید و چنانچه ریسک بازار را مناسب نیافت منتظر موقعیت بعدی باشد

توضیح ینکه به دلیل حجم بالای نوسانات روزانه (روزی 18 هزار دفعه تغییر قیمت) سرمایه گذار یا انبوهی از فرصتها مواجه است که می تواند با توجه به ابزار آنالیز ریسک از آنها بهره برداری کند.

 

- دو طرفه بودن بازار:

سرمايه گذار مي تواند از صعود و نزول بازار سود برده و عمل عكس خريد و فروش را يعني فروش و خريد انجام دهد

 

- اعتبار مضاعف به سرمايه :

سرمايه كذاران مي توانند تا 50 برابر سرمايه خويش اعتبار كرفته و خريد و فروش نمايند . اين اعتبار يك اعتبار اصولي است و متأسفانه بعضي از شركتهاي فاقد مجوز اين اعتبار را تا 100 يا 200 برابر افزايش داده و بدينوسيله ريسك سرمايه كذار را بسيار بالأ برده و راه ضر ر را باي افراد هموار مي نمايند .

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم اسفند 1391ساعت 9:10  توسط پروری نژاد  | 

 

In economics, "dumping" is a kind of predatory pricing, especially in the context of international trade. It occurs when manufacturers export a product to another country at a price either below the price charged in its home market, or in quantities that cannot be explained through normal market competition.

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم اسفند 1391ساعت 8:51  توسط پروری نژاد  | 

آربیتراژ در بازار


 برخی تصور می کنند که "آربیتراز" یک شخص است، اما در حقیقت آربیتراژ یک استراتژی و شاید بهتر بگوییم یک فرصت می‌باشد؛ به عبارتی خرید بلند و فروش کوتاه همزمان یک دارایی(یا دارایی متفاوت ولی مربوط) در تلاش به منظور کسب سود با استفاده از تفاوت های غیرواقعی قیمت. شخصی که دست به"آربیتراژ می زند در واقع چیزی را می خرد و همان چیز یا مشابه آن را می فروشد. آربیتراژ ممكن است در همان بازار یا بازارهای مختلف صورت گیرد. به عبارت دیگر روشی است که در آن سرمایه گذار از تفاوت های قیمت یک سهام قابل داد و ستد در دو یا چند بورس اوراق بهادار سود می برد. او سهم را در بازاری که قیمت پائین تر است خریدای می کند و بی درنگ در بازاری که قیمت بالاتر است می فروشد. البته لازم به یادآوری است که اختلاف قیمت شدید یک سهم در دو بورس مختلف نشانه وجود ناكارآیی عمده در بازار سرمایه می‌باشد. در چنین شرایطی است که تبادل سریع اطلاعات میان سرمایه گذاران فعال در این دو بورس باعث رونق جریان اربیتراژ می شود.آربیتراژ عبارت است از فرصت دستیابی به سود بدون ریسک ، از طریق ورود همزمان در دو یا چند بازار. به عنوان مثال, فرض کنید سهامی در بورس سهام نیویورک و در بورس لندن معامله می‌شود؛ همچنین فرض کنید، قیمت این سهام در بورس نیویورک 172 دلار و در بورس لندن 100 پوند است، اگر نرخ مبادله پوند و دلار برابر 75/1 دلار برای هر پوند باشد، آنگاه آربیتراژ می‌تواند با خرید مثلاً 100 سهام از بورس نیویورک و فروش آن سهام در بازار لندن به سود بدون ریسک زیر دست پیدا کند.
دلار 300={172×100)-(100×75/1)×100
در این صورت سودی معادل 300 دلار بدون در نظر گرفتن هزینه معاملات برای آربیتراژگر تضمین می‌شود. البته فرصت‌های آربیتراژی که یک نمونه آن در بالا ذكر شد نمی‌تواند برای مدت طولانی استمرار داشته باشد . با خرید سهام در بازار نیویورک ، نیرو های عرضه و تقاضا باعث افزایش قیمت سهام می‌شوند؛ در ضمن فروش آنها در بازار لندن ، زمینه کاهش قیمت را فراهم می آورد و به زودی دو قیمت فوق با نرخ مبادله فعلی در دو بازار یکسان خواهند شد. نكته جالب تر این است ، که وجود آربیتراژگرانی که به دنبال کسب سود آربیتراژی هستند، امكان تفاوتی قابل ملاحظه بین قیمت دلار و قیمت پوند را از همان ابتدا غیر ممكن می سازد . به طور کلی می‌توان گفت، وجود تعداد زیادی آربیتراژگر در بازار، به این معنی است که در عمل، فرصت آربیتراژی بسیار کمی در بازار های مالی مشاهده می‌شود .به همین دلیل، بیشتر مسایلی که در خصوص قیمت قراردادهای آتی، پیمان های آینده و ارزش معاملات قراردادهای اختیار معاملات مطرح می‌شوند، بر این پیش فرض مبتنی هستند که فرصت آربیتراژ دیگر وجود ندارد.آربیتراژ هم در بازار ارز معمول است و هم در بازار سرمایه . آربیتراژدر بازار ارز به آربیتراژ ارز و آربیتراژ در بازار سرمایه به آربیتراژ بهره معروف  می‌باشد. اگر نرخ بهره در دو کشور متفاوت باشد ، در صورت آزاد بودن ورود و خروج سرمایه ، سرمایه ها از کشوری که نرخ بهره درآن کمتر است به کشوری که نرخ بهره بیشتری دارد ، منتقل خواهد شد . این بار، هدف ، استفاده از نرخ بهره بالاتر است و این اقدام "آربیتراژ بهره"نامیده می شود . می‌بایست متذکر شد لازمه انجام موفقیت آمیز آربیتراژ ، وجود امكانات اطلاع رسانی و فنی کافی و کارآمد است
+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم اسفند 1391ساعت 8:37  توسط پروری نژاد  | 

دانشجویان عزیزی که تقاضای تجدید نظر دارند  از طریق همین وبلاگ میتوانند در قسمت نظر بدهید مطلب خود را بنویسند یا از طریق واحد اموزش دانشگاه اقدام نمایند.لطفا از ارسال ایمیل به اینجانب خودداری کنید.موفق باشید
+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم تیر 1391ساعت 9:20  توسط پروری نژاد  | 

يك شركت توليدي دو نوع اتومبيل مسابقه و سواري توليد مي­كند، در جدول زير قيمت فروش و هزينه­ها مشخص شده است. سرمايه اين شركت چها ر ميليارد مي­باشد، مدير شركت مي­خواهد حداقل 40 درصد سرمايه صرف اتومبيل مسابقه و حداكثر 25 درصد صرف توليد اتومبيل سواري گردد. يك مدل رياضي براي اين مساله بسازيد.

 

نوع دوچرخه

هزينه كنترل

هزينه قطعات

هزينه بسته بندي

هزينه مونتاز

قيمت فروش

مسابقه

4000

200000

2000

20000

450000

سواري

3100

170000

2700

15000

340000

يك)

 

3نمره

مساله برنامه ريزي خطي مقابل را در نظر بگيريد، سپس:

  الف) آن را به روش دوفاز  حل نماييد.

    ب) آن را به روش سيمپلكس  دوگان حل نماييد.

     ج) دوگان آن را بنويسيد و به روش ترسيمي حل نماييد.

                                                                           Min Z= -x1-2x2+x3

                                                                            ST     -x1-x2+x3=6

                                                                                                                        +2x1+2x2+4x3=8

                                                                                                   X1<=0, x2,x3>=0

دو)

4نمره

4نمره

3نمره

جدول زير دو مرحله از يك مساله سيمپلكس را نشان مي­دهد، آن را تفسير اقتصادي نماييد.

 

R.H.S

-2    -1     -3    0      0     0

1   X2    X3    S1    S2    S3 

     Cj

CB XB

10

12

8

1      3     -2     -3     0     0

0     -1      3      3     1     0

0      0      3      1     0      1

-2 X­1

 0  S2

 0  S3

-20

0      4      -3    5      0      1

Cj-Zj

3

5

6

1      3      1      0     -3       0

4     -1      0     1      1      0

-3     0      0     0     -4      1

-3 X­3

 0  S2

 0  S3

-9

-6      0     0     0     -4     0

Cj-Zj

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم آذر 1390ساعت 7:38  توسط پروری نژاد  | 

. مساله L-P زیر را در نظر بگیرید :

الف – ناحیه شدنی ( موجه ) را رسم کنید و نقاط فرین موجه را بدست آورید.

ب – در هر نقطه ی فرین ( موجه ) متغیرهای پایه ای را بنویسید و ماتریس پایه را مشخص کنید. ( از شکل کمک بگیرید. )

۲. مساله L-P زیر را در نظر بگیرید :

بعد از افزودن متغیر های کمکی و حل مساله به روش سیمپلکس ، جواب بهینه ئ زیر حاصل شده است :

اکنون فرض کنیم ضریب x2 در تابع هدف یعنی به تغییر یافته و مقادیر سمت راست قید اول یعنی به تغییر یابد. جواب بهینه ئ جدید را بدست آورید. ( اگر سوال به تغییراتی لازم دارئ خودتان آن تغییرات را انجام دهید.)

۳. یک مساله L-P از نوع بیشینه سازی بعد از افزودن متغیرهای کمکی به قیود اول ، دوم و سوم به روش سیمپلکس حل شده و جدول بهینه ئ زیر حاصل گردیده است :

الف – مساله ئ اصلی ( آغازین ) را بنویسید.

ب – در صورتی که مساله ئ اصلی به شکل زیرباشد :

اکنون اگر ضرایب تابع هدف به صورت و و تغییر یابد ، q در چه بازه ای تغییر کند تا جواب فعلی در پایه باقی بماند.

۴. مساله کارگماری Assignment زير را به روش مجاری حل کنید.

۵. در مساله ئ حمل و نقل زیر ، تقاضای کل بیش از عرضه کل است. فرض کنید هزینه ها برای هر واحد تقاضای برآورده نشده برای مقصدهای 1و2و3 به ترتیب 5و3و2 باشد.

الف : جواب آغازین را به روش وگل محاسبه کنید.

ب : جواب بهینه را به روش مضارب بدست آورید.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم آذر 1390ساعت 7:35  توسط پروری نژاد  | 

يك شركت توليدي دو نوع اتومبيل مسابقه و سواري توليد مي­كند، در جدول زير قيمت فروش و هزينه­ها مشخص شده است. سرمايه اين شركت چها ر ميليارد مي­باشد، مدير شركت مي­خواهد حداقل 40 درصد سرمايه صرف اتومبيل مسابقه و حداكثر 25 درصد صرف توليد اتومبيل سواري گردد. يك مدل رياضي براي اين مساله بسازيد.

 

نوع دوچرخه

هزينه كنترل

هزينه قطعات

هزينه بسته بندي

هزينه مونتاز

قيمت فروش

مسابقه

4000

200000

2000

20000

450000

سواري

3100

170000

2700

15000

340000

يك)

 

3نمره

مساله برنامه ريزي خطي مقابل را در نظر بگيريد، سپس:

  الف) آن را به روش دوفاز  حل نماييد.

    ب) آن را به روش سيمپلكس  دوگان حل نماييد.

     ج) دوگان آن را بنويسيد و به روش ترسيمي حل نماييد.

                                                                           Min Z= -x1-2x2+x3

                                                                            ST     -x1-x2+x3=6

                                                                                                                        +2x1+2x2+4x3=8

                                                                                                   X1<=0, x2,x3>=0

دو)

4نمره

4نمره

3نمره

جدول زير دو مرحله از يك مساله سيمپلكس را نشان مي­دهد، آن را تفسير اقتصادي نماييد.

 

R.H.S

-2    -1     -3    0      0     0

1   X2    X3    S1    S2    S3 

     Cj

CB XB

10

12

8

1      3     -2     -3     0     0

0     -1      3      3     1     0

0      0      3      1     0      1

-2 X­1

 0  S2

 0  S3

-20

0      4      -3    5      0      1

Cj-Zj

3

5

6

1      3      1      0     -3       0

4     -1      0     1      1      0

-3     0      0     0     -4      1

-3 X­3

 0  S2

 0  S3

-9

-6      0     0     0     -4     0

Cj-Zj

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم آذر 1390ساعت 6:29  توسط پروری نژاد  | 

نقطه سربسر و حاشیه فروش

قبل از اینکه نقطه سر بسر را توضیح دهم باید راجع به حاشیه فروش و نسبت حاشیه فروش توضیح دهم

حاشیه فروش را می توان آن بخش از مبلغ فروش توصیف کرد که در پوشش هزینه های ثابت و ایجاد سود نقش دارد.

مثلا حاشیه فروش یک واحد محصول معرف مبلغ افزایش در سود ناشی از ساخت و فروش آن واحد محصول اضافی است.

هزینه های ثابت با افزایش تولید و فروش تغییر نمی کند.

در نتیجه اگر مثلا حاشیه فروش حاصل از تولید و فروش یک واحد محصول معادل مبلغ 5000 ریال باشد، فروش 100 واحد محصول اضافی باعث افزایش سود یا کاهش زیان، حسب مورد به مبلغ 500000 ریال خواهد شد.

مبلغ حاشیه فروش یک واحد محصول برابر است با تفاوت بین قیمت فروش و هزینه های متغیر یک واحد محصول.

بنابراین جمع مبلغ حاشیه فروش نیز از کسر کردن جمع مبلغ هزینه های متغیر تعداد مشخصی محصول از جمع درآمد فروش آن تعداد محصول بدست می آید.

درآمد فروش 1000000

کسر می شود: هزینه های متغیر (800000)

جمع مبلغ حاشیه فروش 200000

کسر می شود: هزینه های ثابت ماهانه (20000)

سود 0

نسبت حاشیه فروش که اغلب به شکل در صد بیان می شود، معرف درصدی از مبلغ فروش است که برای بازیافت هزینه های ثابت و فراهم کردن سود، در دسترس قرار می گیرد. و از فرمول زیر بدست می آید:

نسبت حاشیه فروش= (مبلغ حاشیه فروش ÷ مبلغ فروش ) × 100

اما نقطه سربسر سطحی از فعالیت است که در آن سطح، درآمدهای موسسه برابر با هزینه های ان می شود.

به عبارت دیگر جایی که مبلغ حاشیه فروش درست جمع مبلغ هزینه های ثابت را پوشش می دهد، اصطلاحا نقطه سربسر نامیده می شود.

بنابراین در نقطه سربسر مبلغ حاشیه فروش درست برابر با جمع مبلغ هزینه های ثابت است.

با در اختیار داشتن نسبت حاشیه فروش می توان مبلغ فروش در نقطه سربسر را بدست آورد:

مبلغ فروش در نقطه سربسر = مبلغ هزینه های ثابت ÷ نسبت حاشیه فروش

اما برای محاسبه تعداد فروش در نقطه سربسر از فرمول زیر استفاده می کنیم:

X = F ÷ (P – V)

X = تعداد فروش در نقطه سربسر

F = هزینه های ثابت

P = میانگین قیمت فروش یک واحد

V= هزینه های متغیر یک واحد محصول است

اما حالا اگر شرکت بخواهد مقدار فروش لازم برای تحصیل سود مورد نظر خود را بدست آورد از فرمول زیر استفاده می کند:

مقدار فروش لازم برای تحصیل سود هدف=( مبلغ هزینه های ثابت + سود هدف) ÷ مبلغ حاشیه فروش یک واحد محصول

(P – V) ÷ F+ Л))= مقدار فروش لازم برای تحصیل سود هدف

Л= سود هدف

به عنوان مثال اگر میزان تولید در نقطه سربسر 8000 عدد باشد و هزینه های ثابت 4800000 ریال و فروش هر واحد 1600 ریال و هزینه هر واحد 1000 ریال باشد در این حالت مقدار فروش را اگر بخواهیم 360000 ریال سود بدست بیاوریم به طریق زیر بدست می آوریم:

8600= (1000 – 1600)÷ (4800000 + 360000 )

یعنی باید 8600 محصول بفروشد تا به سود 360000ریال برسد

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام آبان 1390ساعت 8:21  توسط پروری نژاد  | 

1 – هزینه ثابت کل در یک موسسه 000/800/1 ریال می باشد ، چنانچه هزینه متغیر هر واحد 200 ریال و قیمت فروش هر واحد 600 ریال باشد،

الف ) تعداد و مبلغ فروش در نقطه سربه سر را به دست آورید

ب) اگر موسسه 000/6 واحد تولید کند چه قدر سود می برد.

ج) چنانچه قصد کسب سود 000/800 ریالی باشد چه مقدار باید تولید شود.

 

2- نسبت حاشیه فروش در شرکتی 75/0 می باشد ، اگر قیمت فروش هر واحد 000/1 ریال و هزینه ثابت کل 000/000/3 ریال ، مطلوبست :

الف ) مبلغ فروش در نقطه سر به سر

ب) تعداد فروش در نقطه سر به سر

ج ) چنانچه شرکت در نظر داشته باشد سودی معادل 000/750 ریال کسب کند چه تعداد و چند ریال باید فروش داشته باشد.

 

3- مبلغ فروش در نقطه سر به سر معادل 000/800/1 ریال می باشد ، هزینه متغیر هر واحد 750 ریال و قیمت فروش هر واحد 000/3 ، مطلوبست :

الف ) هزینه ثابت کل

ب ) اگر 000/1 واحد تولید شود چه مبلغ سود حاصل می شود.

ج) اگر 500/462/1 ریال سود EBIT در نظر باشد ، چه تعداد و چه مبلغ باید فروخته شود

د) در سطح تولید 900 واحد درجه اهرم عملیاتی را محاسبه کنید

ه) اگر 5 % به فروش اضافه شود سود EBIT چه تغییری می کند.سود جدید را به دست آورید.

 

4- اطلاعات زیر در دست است :

 

شرح

کالای الف

کالای ب

کالای ج

قیمت فروش هر واحد

1000

1500

2000

هزینه متغیر هر واحد

250

500

750

نسبت مقداری

1

2

2

 

اگر هزینه ثابت کل 000/400/8 ریال باشد ، مطلوبست :

 الف ) تعداد و مبلغ فروش در نقطه سر به سر به ترتیب کل و تفکیک محصولات

ب ) اگر تولید واقعی 500/9 واحد باشد سود کل را به دست آورید

ج) اگر سودی معادل 000/100/2 ریال در نظر باشد از هر محصول چه تعداد باید تولید شود.

 

 

 

5- اطلاعات زیر از یک موسسه استخراج شده است :

شرح

کالای A

کالای B

کالایC

کالای D

قیمت فروش هر واحد

600

400

500

300

هزینه متغیر هر واحد

300

100

150

200

نسبت مقداری

2

4

3

1

 

 

 

 

 

اگر هزینه ثابت کل 500/687/3 ریال باشد مطلوبست :

الف ) محاسبه نقطه سر به سر ریالی و تعدای برای کل محصولات و همچنین به تفکیک محصولات

ب) اگر تعداد تولید واقعی 500/17 باشد سود کل را به دست آورید

ج)اگر سودی معادل 500/392/3  ریال در نظر باشد مبلغ فروش کل را به دست آورید.

 

6- اطلاعات زیر در دست است :

قیمت فروش هر واحد 200/1 ریال ، هزینه متغیر 800 ریال ، هزینه ثابت 000/000/6 ریال

مطلوبست :

الف ) تعداد و مبلغ فروش در نقطه سر به سر

ب) اگر تولید واقعی 000/21 واحد باشد سود EBIT را محاسبه کنید.

ج) با توجه به اطلاعات بند 2 ، اگر 20 % به فروش اضافه شود سود EBIT چه تغییری می کند؟ سود جدید را به دست آورید.

 

7- با توجه به اطلاعات زیر :

قیمت فروش هر واحد 500/2 ریال ، هزینه متغیر هر واحد 500/1 ریال و هزینه ثابت کل 000/000/5 ریال ، هزینه بهره 000/800 و سود سهامداران ممتاز 000/200/1، نرخ مالیات 20% و تعداد سهام عادی 000/40 سهم ، مطلوبست :

الف) تعداد و مبلغ فروش در نقطه سر به سر

ب)در سطح تولید000/9 واحد سود EBIT را محاسبه کنید.

ج)با توجه به اطلاعات بند 2 اهرم عملیاتی را به دست آورید

د)اگر فروش 5% کاهش یابد سود چه تغییری می کند.سود جدید را به دست آورید.

ه)با توجه به اطلاعات بند 2 سود هر سهم را به دست آورید.

 

8- با توجه به اطلاعات زیر :

قیمت فروش هر واحد 000/5 ریال ، هزینه متغیر هر واحد 000/3 ریال ، هزینه ثابت کل 000/600/3 ریال ، تعداد تولید 000/3 واحد ، هزینه بهره 000/000/1 ریال ، سود سهامداران ممتاز 000/500 ریال ، نرخ مالیات 25% و تعداد سهام عادی 000/20 سهم.  مطلوبست :

الف ) تعداد و مبلغ فروش در نقطه سر به سر        ب) محاسبه سود EBIT             ج) درجه اهرم عملیاتی

د) اگر فروش 15% افزایش یابد سود EBIT چه تغییری خواهد کرد                 ه) سود هر سهم را به دست آورید.

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام آبان 1390ساعت 8:18  توسط پروری نژاد  | 

هزینه فرصت از دست رفته محاسباتی است که بیشتر جنبه مدیریتی داشته و شما قادر به ثبت حسابداری آن نیستید بعنوان مثال شرکتی که قادر است طی سال 10میلیارد فروش داشته باشد به دلیل رقابت یا مشکلات تولید نتواند به این سطح از ظرفیت و بودجه خود برسد و تفاوتهای ناشی از این عدم رسیدن را هزینه فرصت از دست رفته گفته میشود.
هزینه فرصت ازدست رفته بخشهای متفاوتی دارد و بطور ذهنی میتوان موارد زیادی از قابلیتها رو تصور کرد که شرکت نتواند از آن بعنوان امکانات خود استفاده نماید مثلا" دارائیهائی که دراختیار مدیریت است میزان بازدهی آن چقدر است.
اگر محصول را صادر کنیم و یا در داخل بفروشیم چه تفاوتی دارد و این تفاوت بعنوان فرصت از دست رفته است
خانم پهلوان... رشته حسابداری صنعتی..
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم آبان 1390ساعت 3:11  توسط پروری نژاد  | 

بازار بورس چیست؟

بازار بورس مکانی است که درآن سهام شرکتهای گوناگون تولیدی خدماتی و سرمایه گذاری داد و ستد می شود. مردم به بازاربورس بازارسهام هم می گویند. اما نام رسمی و قانونی آن "بورس اوراق بهادار" می باشد." که منظوراز اوراق بهادارهمان برگه های سهام شرکتهاست. به مکانی که در آن عمل داد و ستد انجام می گیرد "تالار معاملات بورس "گفته می شود.

اصلی ترین تالارمعاملات بورس کشوردر تهران خیابان حافظ تقاطع جمهوری واقع است. ورودعموم مردم درآن آزاد است.

آشنایی با نحوه داد وستد سهام م

برای آشنایی با نحوه داد وستد سهام دربورس می توان با مراجعه به تالارهای معاملات بورس به طورعملی آشنا شد وسپس با مراجعه به کارگزاری های مختلف بورس که درمکانهای مختلف شهرها پراکنده هستند فرم درخواست خرید سهم شرکت مورد نظررا تکمیل و در پایان سال مالی و پس ازبرگزاری مجمع عمومی عادی متناسب با حجم سهامی که خریداری شده از سود مناسب و قطعی که معمولا دو برابر سود بانک هاست برخوردار شد. حدود ۴۰ درصد در سال درشهرستانهای دورافتاده کشورنیزعلاقمندان می توانند ازطریق شعب مرکزی بانک ملی جهت خرید سهام شرکت های پذیرفته شده دربورس اوراق بهاداراقدام نمایند.

البته برای خرید سهام از روش خرید و فروش الکترونیکی هم میتوان استفاده نمود. برای این منظورباید اول به یکی ازشعب بانک توسعه صادرات درسراسر کشورمراجعه نموده و حساب بانکی افتتاح کنید و فرم درخواست خدمات خرید و فروش الکترونیکی سهام را تکمیل نموده و کلمه عبور password دریافت کنید. بعد ازطریق اینترنت به سایت بانک توسعه صادرات ایران وارد شوید و به نشانی سپس فرم مخصوص خرید و فروش .WWW .edbi .IR

سهام و همچنین فرم وکالتنامه برداشت از حساب را تکمیل نمایید.

البته برای استفاده ازاین خدمات باید پست الکترونیکی (Email) داشته باشیم. فرم تکمیل شده در ساعات اداری فورا دردستورکار قرارمی گیرد و درساعات غیر اداری درابتدای صبح روزبعد در دستور کار قرار خواهد گرفت.

مشخصات بارز بازار بورس چیست ؟

1- جود مکانی مشخص برای داد و ستد سهام

2-قیمت شفاف سهام

3- قدرت نقد شوندگی سهام

 

بازاربورس چه منافعی برای جامعه دارد ؟

کنترل نقدینگی درجامعه بازاربورس یک فرصت سرمایه گذاری مطلوب برای سرمایه گذاران با سرمایه های اندک ایجاد می کند و زمینه توزیع عادلانه ثروت را مهیا می کند.

مزیت های کلان آن برای جامعه عبارتند از

1- ر شد تولید نا خالص ملی و مهار تورم

2- استفاده از پس اندازهای خرد وکوچک مردم

3- هدایت سرمایه های سرگردان

4- کمک به رشد صنعتی شدن کشور

وظیفه کارگزاریها چیست ؟

از دیگرسوالات و پرسشهایی که مردم معمولی جامعه از فعالان بازارمی پرسند این است که چرا باید به کارگزاریها مراجعه کنیم ؟

آیا میتوانیم خودمان مستقیما به تالاربورس برویم و سهام خریداری کنیم ؟

کارگزاریها وکیل و نماینده تام الاختیاربرای خرید و فروش سهام هستند و بدون واسطه آنها هیچ کس نمی تواند درتالار بورس خرید و فروش کند.

حضورمردم درتالاربورس الزامی نیست بلکه آنها جهت مشاهده تابلوی قیمت های تالار بورس و مشورت کردن با سایرسهامداران و دلگرمی دادن به یکدیگردرهنگام افت قیمت ها در تالارمعاملات بورس حضورمی یابند.

اما حضوردر دفتر کارگزاری الزامی است و باید شخصا با به همراه داشتن شناسنامه و یک برگه فتوکپی شناسنامه و کارت ملی جهت خرید سهام شرکت دلخواه خود به کارگزاری مورد نظرمراجعه نموده و فرم مخصوص دستورخرید سهام را تکمیل نمود تا کد عملیاتی صادر شود و درمراجعات بعدی با ارایه کد کارهایمان سریع ترانجام شود.

سهم چیست ؟

هرشرکت سهامی به قسمت هایی مساوی تقسیم می شود که به هر یک ازاین قسمت ها یک سهم گفته می شود ومعمولا قیمت اسمی سهم در ایران ۱۰۰۰ ریال است. اگربخواهیم سهام را براساس حقوق دارنده سهم طبقه بندی کنیم دو نوع سهم داریم:

1- سهام عادی

2-سهام ممتاز

سهامداران عادی که درواقع مالکان اصلی شرکت هستند دارای حقوق و مزایایی می باشند که عبارتند از

1- حق دریافت سود سهام  

2-حق رای دادن درمجامع عمومی عادی و فوق العاده

  3-حق تقدم درخرید سهام جد ید

4-حق باقیمانده دارایی پس ازانحلال شرکت

5-حق اطلاع ازفعالیت های شرکت

دارندگان سهام ممتازعلاوه برمزایای فوق الذکردرهنگام انحلال شرکت نسبت به دارندگان سهام عادی در دریافت ارزش اسمی سهام خود اولویت دارند.

چه سهمی بخریم ؟

باید سهام مورد نظررا پس ازمشورت با افراد مورد اعتماد و با مطالعه و تحلیل انتخاب کرد سرمایه گذاران در بازارسهام علاقمندند به یکی از سه شکل زیر سرمایه گذاری کنند:

1-سرمایه گذاری کوتاه مدت یعنی سهام خاصی را می خرند و پس از ۳ الی ۴ ماه می فروشند.

2-سرمایه گذاری میان مدت که سهام خود را به مدت یکسال نگه می دارند و بعد تصمیم می گیرند که کدام را بفروشند و کدام را نگه دارند.

3-سرمایه گذاران بلند مدت که بیش ازیکسال سهام خود را نگه می دارند.

البته گروهی هم هستند که هرهفته سهام قبلی را می فروشند وسهام جدیدی می خرند که اصطلاحا به نوسان گیرمشهورند.

تصورنکنید لزوما نوسان گیرها بیش ازدیگران سود می برند.کسانی هستند که بلند مدت سرمایه گذاری می کنند و ازسرمایه گذاری خود کاملا راضی هستند. برای سرمایه گذاری بهتراست هرچند ماه یک بار با اشخاص واجد الصلاحیت همچون کارگزاران بورس و یا شرکتهای مورد اعتماد مشورت کرد که آیا سهام شرکتی را که خریداری نموده اید نگهدارید یا بفروشید.

هم اکنون در بازاربورس تهران و شهرستانها سهام حدود ۴۰۰ شرکت مختلف تولیدی خدماتی سرمایه گذاری داد و ستد می شود که درزمینه های مختلف فعالیت می کنند و این زمینه های اقتصادی عبارتند از

کشاورزی / دامپروری وخدمات وابسته

استخراج ذغالسنگ

استخراج کانی های فلزی

فرآورده های غذایی

صنایع قند

صنایع چرم

صنایع چوب

 

شرکت های تولیدی

شرکتهایی هستند که کالای خاصی را تولید می کنند مثلا شرکت سیمان تهران/سیمان تولید می کند یا شرکت دارویی فارابی دارو تولید می کند.

شرکت های خدماتی

شرکتهایی هستند که در زمینه خدمات رسانی فعالیت می کنند مثل بانک اقتصاد نوین/بانک کارآفرین /شرکت حمل و نقل توکا

شرکت های سرمایه گذاری

شرکتهایی هستند که فعالیت عمده آنها درزمینه دارایی مالی است ودرصدی ازسهام شرکتهای دیگر را درسبد سهام خود دارند و صرفا دریک زمینه فعالیت نمی کنند..

7نکته مهم جهت خرید سهام

نکته اول    

درهنگام خرید سهام سعی کنید شرکتی را انتخاب کنید که جزو فهرست پنجاه شرکت فعال تر و برتر بورس باشد چون فورا نقد می شود.

نکته دوم

با توجه به این که شرکت های سرمایه گذاری دردهها شرکت دیگرسرمایه گذاری نموده اند بنابراین ریسک خرید کمتری داشته واحتمال سقوط و کاهش ارزش سهام آنها کمتراست و معمولا رشد افزایشی دارند.

نکته سوم

تمام سرمایه خود را درون یک شرکت نگذارید و صرفا سهام یک شرکت را خریداری نکنید.

نکته چهارم

برای انتخاب شرکت مورد نظر خود از شرکتهای فعال در این زمینه و کا رگزاران مشورت بخواهید.

نکته پنجم

سهام شرکتهایی را خریداری نمایید که از پتانسیل بالایی برخوردارند و از نظر سرمایه هم بصورتی باشند که تحت تاثیر فعالیت سفته بازان قرار نگیرند.

نکته ششم

سایتهای بورسی معتبر و صفحات بازار بورس روزنامه های اقتصادی را به خوبی مطالعه کنید و از راهنمایی های روزنامه ها و سایتهای اقتصادی استفاده کنید..

نکته هفتم

سعی کنید سهام شرکتی را خریداری کنید که محصولات آن شرکت به کشورهای خارجی هم صادرمی شوند.

 

******************************

 

 تهیه کننده : اسماالسادات میرحسینی  =  دانشجوی کارشناسی حسابداری - مرکز جهاد کشاورزی سمنان

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم آبان 1390ساعت 18:56  توسط پروری نژاد  | 

حساب انتظامی چیست :


حساب انتظامی حسابی است جهت نگهداری اطلاعات و ارقام مربوط به برخی اطلاعات غیر مالی ( اطلاعاتی که به خودی خود بار مالی برای واحد تجاری ندارد ) که جهت شفافیت هر چه بیشتر برخی رویدادهای مالی در گذشته ، حال یا آینده ایجاد شده اند به عنوان مثال نگهداری اطلاعات مربوط به اسناد تضمینی شرکت نزد دیگران که می تواند میزان برخی تعهدات ممکن در اینده را شفافتر سازد . اساساً به همان دلیلی که قبلاً عرض کردم یعنی عدم بار مالی بر تراز عملکرد واحد تجاری ، به هیچ عنوان در متن ترازنامه قابل گزارش نیستند و صرفاً ذیل ترازنامه و یا در یادداشتهای توضیحی همراه صورتهای مالی افشاء خواهند شد.

مثال:

اگرشرکت الف  چکی به عنوان تضمین به شرکت ب بدهد ثبت حسابداری برای دوشرکت به چه صورتی میباشد ویاسند مالکیت شرکت که دربانک دررهن گذاشته میشود ثبت ان برای بانک وبرای شرکت به چه صورتی است ؟

شركت الف:
حسابهای انتظامی(كل)
اسناد تضمینی شركت نزد دیگران(معین)

                                             طرف حسابهای انتظامی(كل)
                                             طرف حسابهای انتظامی شركت نزد دیگران(معین)
شركت ب:
حسابهای انتظامی(كل)
اسناد تضمینی دیگران نزد شركت(معین)


                                             طرف حسابهای انتظامی(كل)
                                             طرف حسابهای انتظامی دیگران  نزد شركت(معین)

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم آبان 1390ساعت 20:26  توسط پروری نژاد  |